صفحهى 10
غير ايشان اختصاص داده تا در آن تصرف نمايند.
دقت در اين بيان اين معنا را هم روشن مىكند كه تعبير از" غنائم" به" انفال" كه جمع نفل و به معناى زيادى است، اشاره است به علت حكم از طريق بيان موضوع اعم آن، گويا: فرموده است: از تو مساله غنائم را مىپرسند كه عبارت است از زيادتى كه در ميان مردم كسى مالك آن نيست، و چون چنين است در جوابشان حكم مطلق زيادات و انفال را بيان كن و بگو: همه انفال (نه تنها غنائم) از آن خدا و رسول او است و لازمه قهريش اين است كه غنيمت هم از آن خدا و رسول باشد.
و چه بسا به همين بيان اين معنا تاييد شود كه" الف و لام" در لفظ" الانفال" اولى، الف و لام عهد و در" الانفال" دومى براى جنس و يا براى استغراق بوده باشد، و روشن شود سر اينكه چرا فرمود:" قُلِ الْأَنْفالُ" و نفرمود:" قل هى للَّه و الرسول- بگو آن براى خدا و رسول است".
و نيز به اين بيان روشن مىشود كه جمله" قُلِ الْأَنْفالُ لِلَّهِ وَ الرَّسُولِ" يك حكم عمومى را متضمن است كه به عموم خود، هم غنيمت را شامل مىشود، و هم ساير اموال زيادى در جامعه را، از قبيل سرزمينهاى تخليه شده و دهات متروكه و قله كوهها و بستر رودخانهها و خالصهجات پادشاهان و اموال اشخاص بى وارث، و از همه اين انواع تنها غنيمت جنگى متعلق به جهاد كنندگان به دستور پيغمبر است، و ما بقى در تحت ملكيت خدا و رسول او باقى است.
اين آن معنايى است كه دقت در آيات كريمه فوق آن را افاده مىكند، و ليكن مفسرين در باره آنها حرفهاى ديگرى زدهاند كه نقل آنها و اشكال و نقض در آنها فائدهاى ندارد، و خواننده خود مىتواند براى اطلاع از آن اقوال به تفاسير مطول مراجعه نمايد.
" إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ ..."
اين دو آيه و آيه بعدى آنها خصائص و امتيازات مردانى را كه به معناى حقيقى كلمه، مؤمن هستند بيان نموده و اوصاف كريمه و ثواب جزيلشان را برمىشمارد تا بدين وسيله جمله سابق را كه فرموده بود:" فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَصْلِحُوا ذاتَ بَيْنِكُمْ" تاكيد نمايد.
و از ميان همه صفات ايشان، پنج صفت را انتخاب نموده و در اين آيه ذكر كرده است و اين پنج صفت، صفاتى هستند كه داشتن آن مستلزم داشتن تمامى صفات نيك و ملازم با دارا بودن حقيقت ايمان است، صفاتى است كه اگر خود انسان در آنها تامل و دقت كند خواهد ديد كه داشتن آن، نفس را براى تقوا و اصلاح ذات بين و اطاعت خدا و رسول آماده مىسازد.
و آن صفات عبارت است از: 1- ترسيدن و تكان خوردن دل در هنگام ذكر خدا، 2- زياد