ترجمه تفسیر المیزان

سید محمدحسین طباطبایی؛ ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

جلد 19 -صفحه : 676/ 163
نمايش فراداده

" وَ خَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مارِجٍ مِنْ نارٍ" كلمه" مارج" به معناى زبانه خالص و بدون دود از آتش است.

و بعضى «1» گفته‏اند:

به معناى زبانه آميخته با سياهى است.

و مراد از" جان" نيز مانند انس نوع جن است، و اگر جن را مخلوق از آتش دانسته به اعتبار اين است كه خلقت جن منتهى به آتش است.

و بعضى «2» گفته‏اند:

مراد از كلمه" جان" پدر جن است، (همانطور كه گفتند: مراد از انس، پدر انسانها، آدم (ع) است).

مقصود از مشرقين و مغربين و معناى آيه: " مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ ..."

" رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَ رَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ" منظور از" دو مشرق"، مشرق تابستان و مشرق زمستان است، كه به خاطر دو جا بودن آن دو چهار فصل پديد مى‏آيد، و ارزاق روزى‏خواران انتظام مى‏پذيرد.

بعضى «3» هم گفته‏اند:

مراد از دو مشرق، مشرق خورشيد و مشرق ماه است، و مراد از دو مغرب هم دو مغرب آن دو است.

" مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ بَيْنَهُما بَرْزَخٌ لا يَبْغِيانِ" كلمه" مرج"- با سكون راء- كه مصدر فعل ماضى" مرج" است به معناى مخلوط كردن و نيز به معناى رها و روانه كردن است، هم موقعى كه مى‏خواهى به طرف بفهمانى كه فلانى فلان چيز را مخلوط كرد، مى‏گويى" مرجه"، و هم هنگامى كه مى‏خواهى بفهمانى فلان چيز را رها و يا روانه كرد، مى‏گويى" مرجه"، ولى در آيه مورد بحث معناى اول روشن‏تر به ذهن مى‏رسد و ظاهرا مراد از" بحرين- دو دريا" دريايى شيرين و گوارا، و دريايى شور و تلخ است، هم چنان كه در جايى ديگر از اين دو دريا ياد كرده فرموده:

" وَ ما يَسْتَوِي الْبَحْرانِ هذا عَذْبٌ فُراتٌ سائِغٌ شَرابُهُ وَ هذا مِلْحٌ أُجاجٌ وَ مِنْ كُلٍّ تَأْكُلُونَ لَحْماً طَرِيًّا وَ تَسْتَخْرِجُونَ حِلْيَةً تَلْبَسُونَها"«4».

(1) روح المعانى، ج 27، ص 105.

(2 و 3) مجمع البيان، ج 9، ص 201.

(4) اين دو دريا يكسان نيستند كه يكى شيرين و گوارا و نوشيدنش بلا مانع، و اين يكى ديگر شور و تلخ است و با اينكه يكسان نيستند شما از هر دو بهره‏مند مى‏شويد، گوشت تازه مى‏خوريد، و مرواريد و مرجان استخراج نموده آرايش خود مى‏كنيد. سوره فاطر، آيه 12.