اشاره به ايشان است، عبارتند از اهل اخلاص، آنهايى كه خاضع در برابر جلال خداى تعالى هستند، و او را بدين جهت عبادت مىكنند كه او اللَّه (عز اسمه) است، نه بدين جهت كه جهنم دارد، و نه به طمع بهشت و ثوابى كه مىدهد، و بعيد نيست اين طايفه همان كسانى باشند كه در سوره بعدى بعد از آنكه مردم را سه دسته مىكند، در باره دسته سوم مىفرمايد:
" وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ" «1».
و اما اينكه فرموده:
اين خائفان دو بهشت دارند، مفسرين در معنايش حرفها زدهاند:
بعضى «2» گفتهاند:
يك بهشت منزل شخصى او است، كه دوستانش در آنجا زيارتش مىكنند، و يكى هم منزل خدمتكاران و همسران او است (به عبارت سادهتر منظور از دو بهشت بيرونى و اندرونى است).
بعضى «3» ديگر گفتهاند:
منظور از دو بهشت باغى است كه بيرون قصر دارد، و باغى كه داخل قصرش دارد (باز نظير توانگران دنيا كه يك باغچه در منزل دارند، و در آن گلكارى مىكنند، و باغى در بيرون شهر و در ييلاق دارند، كه در آنجا انواع ميوهها و چمنزارها درست مىكنند).
بعضى «4» ديگر گفتهاند:
معنايش اين است كه:
در آخرت دو بهشت جداى از هم دارد، تا هر گاه از اين بهشت خسته شد به آن بهشت ديگر رود، تا لذتش به حد كمال برسد.
بعضى «5» ديگر گفتهاند:
يك بهشت در برابر عقايد حقهاش به او مىدهند، و بهشتى ديگر در برابر اعمال صالحى كه كرده.
بعضى «6» ديگر گفتهاند:
يك بهشت در برابر اعمال صالحه و اطاعتهايى كه كرده، و يك بهشت ديگر در برابر ترك گناهانى كه مىتوانسته است مرتكب شود.
بعضى «7» ديگر گفتهاند:
يك بهشت جسمانى است و يكى روحانى، و اين اقوال به طورى كه ملاحظه مىفرماييد اقوالى است كه هيچ دليلى در آيه مورد بحث و يا در سراسر قرآن كريم بر آنها وجود ندارد، (و در حقيقت از مقايسه آخرت با وضع دنيا ناشى شده است).
بعضى «8» هم گفتهاند:
يك بهشت را به خاطر استحقاقى كه دارد به او مىدهند، و يك بهشت ديگر را فقط به عنوان تفضل ارزانيش مىدارد.
(1) و (سومين گروه) پيشگامان پيشگام (كه در ايمان بر همه پيشى گرفتند) آنان مقربان درگاهند.
سوره واقعه، آيه 10 و 11. (2 و 3 و 4 و 5 و 6 و 7 و 8) روح المعانى، ج 27، ص 116.