آن وقت مىپرسيدى آيا احدى از اين قوم باقى ماند؟ (8).
فرعون و ياغيان قبل از او و قراء قوم لوط هم از راه عبوديت خطا رفتند (9).
در نتيجه فرستاده پروردگارشان را نافرمانى نمودند پس خداى تعالى ايشان را به عقوبتى بس شديد بگرفت (10).
(در داستان نوح اين ما بوديم كه) شما را در هنگامى كه آب طغيان كرد بر كشتى نشانديم (11).
تا آن را براى شما مايه تذكر و براى آيندگان عبرتگير مايه عبرت قرار دهيم (12).
اين سوره مساله" حاقه" يعنى قيامت را به ياد مىآورد، در اينجا قيامت را حاقه ناميده، در جاى ديگر قارعه و واقعه خوانده است، و در اين آيات سخن را در سه فراز سوق داده، در فصلى به طور اجمال سرانجام امتهايى را ذكر مىكند كه منكر قيامت بودند، و خداى تعالى آنان را به" اخذى رابيه" (عقوبتى شديد) بگرفت.
و در فصلى اوصاف حاقه را بيان مىكند، و اينكه در آن روز مردم دو گروهند، يكى اصحاب يمين، و يكى اصحاب شمال، يكى اهل سعادت و ديگرى اهل شقاوت. و در فصل سوم در راستى و درستى خبرها و سخنان قرآن تاكيد نموده، آنها را حق اليقين معرفى مىكند، و اين سوره به شهادت سياق آياتش در مكه نازل شده.
" الْحَاقَّةُ مَا الْحَاقَّةُ وَ ما أَدْراكَ مَا الْحَاقَّةُ" گفتيم:
مراد از كلمه" الحاقه" روز قيامت كبرى است و اگر به اين نامش ناميد، براى اين بود كه روزى است حق و ثابت، و غير قابل تخلف و ترديد ناپذير، و كلمه" الحاقه" از مصدر" حق" است، كه به معناى ثابت و مقرر واقعى است، و كلمه" ما" در جمله" مَا الْحَاقَّةُ" استفهامى است كه به منظور بزرگ شمردن قيامت آمده، (در فارسى هم مىگوييم فلانى دانشمند است و چه دانشمندى) و درست به همين جهت بود كه با آوردن ضمير اكتفاء نكرد، و نفرمود:
" الحاقة و ما هى" بلكه دو باره كلمه" الحاقه" را تكرار كرد. و اين جمله استفهاميه خبر است براى كلمه" الحاقة".
بنا بر اين، جمله" الْحَاقَّةُ مَا الْحَاقَّةُ" به غير از بزرگداشت قيامت چيز ديگرى نمىخواهد بفهماند، و با تكرار نام آن اين تفخيم و بزرگداشت را افاده مىكند.