ترجمه تفسیر المیزان جلد 19
لطفا منتظر باشید ...
" وَ ما أَدْراكَ مَا الْحَاقَّةُ"- خطاب در اين جمله به هر كسى است كه قابل خطاب
باشد، و در آن علم به حقيقت روز قيامت را از همه مخاطبين نفى مىكند، مىفرمايد:تو نمىدانى قيامت چيست؟ و اين تعبير كنايه است از كمال اهميت آن روز و نهايت درجه عظمتش، و شايد منظور از روايتى هم كه از ابن عباس نقل شده همين باشد، او گفته:هر جا در قرآن جمله" ما ادراك- تو نمىدانستى" آمده رسول خدا (ص) آن را درك كرده و هر جا جمله" ما يدريك- تو نمىدانى" آمده آن جناب آن مطلب را واقعا نمىداند خلاصه كلام اينكه اولى كنايه است از عظمت مطلب و دومى تصريح است." كَذَّبَتْ ثَمُودُ وَ عادٌ بِالْقارِعَةِ" كلمه" قارعه" نيز يكى از اسامى قيامت است، و بدين جهت آن را" قارعه- كوبنده" ناميده كه آسمانها و زمين را به هم مىكوبد، و به آسمان و زمينى ديگر تبديل مىكند، كوهها را به راه مىاندازد، خورشيد را تيره و ماه را منخسف مىكند، ستارگان را مىريزد و تمامى اشيا به قهر خداى تعالى دگرگون مىشوند، كه قرآن به همه اينها ناطق است، چيزى كه هست مقتضاى ظاهر كلام اين بود كه بفرمايد:" كذبت ثمود و عاد بها- عاد و ثمود به آن تكذيب كردند"، ولى به جاى ضمير، كلمه" قارعه" را آورد، تا باز هم امر قيامت را بزرگ جلوه دهد.اين آيه و آيات بعدش تا نه آيه هر چند در صدد بيان اجمالى از داستان نوح، عاد، ثمود و فرعون و طاغوتهاى قبل از او و مؤتفكات، و هلاكت آنان است، و ليكن در حقيقت مىخواهد به پارهاى از اوصاف" الحاقه- قيامت" اشاره كند، و بفرمايد:خداى تعالى امتهاى بسيارى را به خاطر تكذيب قيامت هلاك كرد، پس در حقيقت اين آيات جواب" ما" ى استفهاميه است، هم چنان كه جمله" فَإِذا نُفِخَ فِي الصُّورِ ..." جواب ديگرى است.و حاصل معنا اين است كه قيامت همان كوبندهاى است كه ثمود و عاد و فرعون و طاغوتهاى قبل از او و مؤتفكات و قوم نوح تكذيبش كردند، و خدا به اخذى شديد ايشان را بگرفت، و به عذاب انقراض هلاكشان كرد." فَأَمَّا ثَمُودُ فَأُهْلِكُوا بِالطَّاغِيَةِ" اين جمله اثر تكذيب ثمود را به طور مفصل بيان مىكند، و در اينكه مراد از" طاغيه" چيست، آيا صيحه آسمانى است و يا زلزله است و يا صاعقه؟ آيات قرآن مختلف است، در سوره هود سبب هلاكتشان را صيحه دانسته، فرموده: