رواياتى در باره مراد از" خُلُقٍ عَظِيمٍ"، مراد از" كُلَّ حَلَّافٍ مَهِينٍ ..." و ...
و در معانى به سند خود از ابى الجارود از امام ابى جعفر (ع) روايت كردهكه در تفسير آيه" وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ" فرمود:خلق عظيم همين اسلام است «1».و در تفسير قمى از ابى الجارود از حضرت امام باقر (ع) نقل شده است كه در باره جمله" إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ" فرمود يعنى" على دين عظيم" «2».
مؤلف
منظور اين بوده كه دين اسلام مشتمل بر كمال هر خلق پسنديده هست و رسول خدا (ص) داراى آن بوده، و در روايت معروف از آن جناب نقل شده كه فرمود:" بعثت لاتمم مكارم الاخلاق" «3».و در مجمع البيان به سندى كه به حاكم رسانده، و او با سندى كه به ضحاك رسانده روايت كرده كه گفت وقتى قريش ديدند كه رسول خدا (ص) على (ع) را بر سايرين مقدم داشت، و او را تعظيم كرد، شروع كردند به بدگويى از على (ع)، و گفتند:محمد مفتون على شده. خداى تعالى در پاسخ آنان اين آيه را نازل كرد:" ن وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ"، و در آن خداى تعالى سوگند خورد به اينكه ما أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ- تو به خاطر اينكه خدا انعامت كرده مجنون نيستى"،" وَ إِنَّ لَكَ لَأَجْراً غَيْرَ مَمْنُونٍ وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ- و تو اجرى انقطاع ناپذير دارى، و تو داراى خلقى عظيم هستى"، كه منظور همان قرآن است- تا آنجا كه فرمود-" بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ"، كه منظور از اين گمراه، عدهاى بودند كه آن سخن را گفته بودند،" وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ"، (و او على بن ابى طالب را بهتر مىشناسد) «4».مؤلف
اين روايت را صاحب تفسير برهان نيز از محمد بن عباس نقل كرده، و او به سند خود از ضحاك كه به همين منوال حديث را ادامه داده تا در آخر گفته است:و سبيل خدا همان على بن ابى طالب است «5».و باز در همان كتاب در تفسير آيه" وَ لا تُطِعْ كُلَّ حَلَّافٍ ..." آمده كه:بعضى- گفتهاند منظور از حلاف، وليد بن مغيره است، كه به رسول خدا (ص) پيشنهاد كرد مال زيادى به آن جناب بدهد، و آن حضرت دست از دين خود بردارد، بعضى ديگر گفتهاند:(1) معانى الاخبار، ص 188، حديث 1.(2) تفسير قمى، ج 2، ص 382.(3) من مبعوث شدهام تا مكارم اخلاق را به حد كمال برسانم. نهج الفصاحه، ح 944.(4) مجمع البيان، ج 10، ص 334.(5) البرهان، ج 4، ص 370، ح 2.