در افساد و وارونه كردن امور بر رسول خدا (ص) به جايى رسيد كه خداى تعالى به مثل آيه زير تهديدشان نموده فرمود: " لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لا يُجاوِرُونَكَ فِيها إِلَّا قَلِيلًا مَلْعُونِينَ أَيْنَما ثُقِفُوا أُخِذُوا وَ قُتِّلُوا تَقْتِيلًا" «1».روايات هم از بسيارى به حد استفاضه رسيده كه عبد اللَّه بن ابى سلول و همفكران منافقش، همانهايى بودند كه امور را عليه رسول خدا (ص) واژگونه مىكردند، و همواره در انتظار بلايى براى مسلمانان بودند، و مؤمنين همه آنها را مىشناختند، و عدهشان يك سوم مسلمانان بود، و همانهايى بودند كه در جنگ احد از يارى مسلمانان مضايقه كردند، و خود را كنار كشيده، در آخر به مدينه برگشتند، در حالى كه مىگفتند:" لَوْ نَعْلَمُ قِتالًا لَاتَّبَعْناكُمْ- اگر مىدانستيم قتالى واقع مىشود با شما مىآمديم".
رد اين سخن كه نفاق بعد از هجرت پديد آمد و قبل از رحلت پيامبر (صلّى الله عليه وآله وسلّم) برچيده شد! و اثبات اينكه قبل از هجرت و بعد از پيامبر (صلّى الله عليه وآله وسلّم) نيز انگيزههاى نفاق وجود داشته است
و از همين جا است كه بعضى نوشتهاند حركت نفاق از بدو وارد شدن اسلام به مدينه شروع و تا نزديكى وفات رسول خدا (ص) ادامه داشت. اين سخنى است كه جمعى از مفسرين گفتهاند، و ليكن با تدبر و موشكافى حوادثى كه در زمان رسول خدا (ص) رخ داد و فتنههاى بعد از رحلت آن جناب، و در نظر گرفتن طبيعت اجتماع فعال آن روز، عليه اين نظريه حكم مىكند.براى اينكه اولا: هيچ دليل قانع كنندهاى در دست نيست كه دلالت كند بر اينكه نفاق منافقين در ميان پيروان رسول خدا (ص) و حتى آنهايى كه قبل از هجرت ايمان آورده بودند رخنه نكرده باشد، و دليلى كه ممكن است در اين باره اقامه شود،هيچ دلالتى ندارد.
(1) اگر منافقين و آنهايى كه در دل بيمارى دارند از آزار پيامبر و سوء قصد نسبت به زنان مسلمان و آنها كه شايعهپراكنى مىكنند از عمل خود دست برندارند بطور قطع تو را به سركوبى آنان خواهيم گمارد تا جايى كه ديگر در مدينه نمانند و همسايه تو در اين شهر نباشند مگر در فرصتى اندك. ملعون هستند، هر كجا كه يافت شوند بايد دستگير و به خوارى كشته شوند. سوره احزاب، آيه 60 و 61.