" وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَ هُوَ يُدْعى إِلَى الْإِسْلامِ ..."استفهام در اين آيه شريفه انكارى است، مىخواهد سخن كفار را كه مىگفتند" هذا سِحْرٌ مُبِينٌ" رد كند، چون معناى آن اين بود كه محمد رسول نيست، و دينى كه به عنوان دين خدا تبليغ مىكند، دين خداى تعالى نيست.و مراد از" اسلام" آن دينى است كه رسول اسلام بشر را به سويش دعوت مىفرمود، چون اساس اين دين تسليم شدن در برابر فرامينى است كه او مىخواهد و امر مىكند از قبيل عقايد و اعمال. و بدون ترديد مقتضاى ربوبيت و الوهيت خداى تعالى هم همين است كه بندگانش در برابر فرامينش تسليم مطلق باشند، پس در نتيجه دينى كه اساسش اين تسليم است، بدون شك دين حق است كه عقل بر هر انسانى تدين بدان را واجب مىداند، پس گفتن اينكه اين دين سحرى است آشكار، گفتارى است باطل، و افترايى است بر خدا.(1) روح المعانى، ج 28، ص 87.