بيان جهت اينكه لازمه اعتقاد به آفريدگان تصديق قيامت و معاد است (نَحْنُ خَلَقْناكُمْ فَلَوْ لا تُصَدِّقُونَ) - ترجمه تفسیر المیزان جلد 19

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر المیزان - جلد 19

سید محمدحسین طباطبایی؛ ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

بيان آيات‏

بعد از آنكه رشته كلام خداى سبحان منتهى شد به بيان عاقبت امر طوايف سه‏گانه، كه آخرين ايشان اصحاب شمال بود، و فرمود:

عاملى كه ايشان را به چنين سرنوشتى سوق داد يكى شكستن عهدى بود كه در ازل سپرده بودند كه به مراسم عبوديت قيام كنند، و ديگرى تكذيب بعث و جزا بود، و نيز بعد از آنكه رسول گرامى خود را دستور داد به اينكه گفتار آنان را
با تقرير بعث و جزا و بيان كيفرها و پاداشهاى قيامت رد كند، اينك در اين آيات ايشان را بر سر اينكه معاد و جزا را انكار كردند توبيخ مى‏كند، به اينكه آورنده خبر بعث و جزا خدا است، كه آفريدگار ايشان و مدبر امر ايشان و كسى است كه مرگ و ايجاد بعد از مرگ را برايشان مقدر كرده، او مى‏داند كه از آغاز خلقتشان تا منتها اليه امرشان چه حوادثى بر آنان جريان مى‏يابد، و نيز توبيخ مى‏كند به اينكه آن كتابى كه ايشان را از معاد خبر مى‏دهد قرآن كريم است، كه از بازيچه دست شيطانها شدن و اولياى گمراه آنان مصون است.

سپس دوباره بر سر سخن شده حال طوايف سه‏گانه را يك بار ديگر بيان مى‏كند، و خاطر نشان مى‏سازد كه اختلاف احوالى كه اين طوايف دارند، از روز مرگشان شروع مى‏شود.

و در اينجا سوره خاتمه مى‏يابد.

بيان جهت اينكه لازمه اعتقاد به آفريدگان تصديق قيامت و معاد است (نَحْنُ خَلَقْناكُمْ فَلَوْ لا تُصَدِّقُونَ)

" نَحْنُ خَلَقْناكُمْ فَلَوْ لا تُصَدِّقُونَ" سياق اين آيه سياق گفتگو در باره قيامت و جزا است، در زمينه‏اى سخن مى‏گويد كه مشركين قيامت و جزا را انكار و تكذيب كرده بودند، و در چنين زمينه‏اى جمله" فَلَوْ لا تُصَدِّقُونَ" تحريك و تشويق به تصديق مساله معاد و ترك تكذيب آن است، و به طورى كه از حرف" فاء" كه بر سر جمله مذكور درآمده استفاده مى‏شود جمله قبلى تعليل اين جمله است، و خلاصه مى‏فهماند اينكه شما را تشويق مى‏كنيم به تصديق معاد، و دست برداشتن از تكذيب و انكار آن، علتش اين است كه آخر ما خالق شما هستيم.

(ما شما را آفريده‏ايم، پس چرا گفته ما را در باره معاد تصديق نمى‏كنيد؟).

خواهيد گفت:

به چه جهت خلقت خدا ايجاب مى‏كند كه مردم جزا و آمدن قيامت و وجود معاد را تصديق كنند؟

جواب مى‏گوييم به دو جهت:

اول اينكه

وقتى خداى تعالى پديد آورنده انسانها از هيچ و پوچ باشد او مى‏تواند براى بار دوم هم ايشان را خلق كند، هم چنان كه در جاى ديگر همين مطلب را آورده مى‏فرمايد:

" قالَ مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ وَ هِيَ رَمِيمٌ قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ هُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ" «1».

(1) آن منكر معاد پرسيد:
چه كسى اين استخوانهاى پوسيده را زنده مى‏كند؟

بگو:
همان كسى زنده مى‏كند كه براى اولين بار و بدون سابقه و الگو آنها را بيافريد، و او به هر خلقى دانا است. سوره يس، آيه 78 و 79.

/ 676