''ياقوت حموى'' بعدها از كتابخانه هاى مرو ياد كرده و گفته است كه در آن شهر دوازده كتابخانه بود هر يك شامل تقريبا دوازده هزار مجلد. ''ياقوت'' سه سال در آن شهر زيسته است و مى نويسد: ''مراجعه و استفاده از آن كتابخانه ها بسيار آسان بود. چنانكه هميشه دويست جلد كتاب به ارزش دويست دينار- بدوى گروى- در خانه ى من داشتند و من در باغ و بستان علم و ادب مى چميدم و گلها و ميوه ها مى چيدم، تا آنجا كه مهر زن و فرزند و شهر و پيوند فراموشم شده بود.'' [ معجم البلدان، ج 5، ص 114، تمدن اسلامى در قرن چهارم هجرى، صص 202 -201. ] مسلم است كه ''دارالحمه'' و ''دارالعلم'' كه در سال 350 هجرى به فرمان ''حاكم بامرالله'' تاسيس شده بود، كمتر از كتابخانه هاى بزرگ اندلس و مصر كتاب نداشته است و مى توان در مقايسه با اين كتابخانه ها وضعيف كتاب و كتابخانه را در ساير شهرهاى اسلامى به دست آورد و اينها به غير از كتابخانه هايى است كه در مدارس و حوزه هاى علميه و بيمارستها و دانشگهها و ساير مراكز علمى و فرهگى و نيز كتابخانه هاى بزرگ شخصى وجود داشته است. [ مصادر نهج البلاغه، ج 1، ص 23. ]
''ابن نديم'' از قول ''محمد بن اسحاق'' آورده است كه او در خزانه ى ''محمد بن حسين'' معرئوف به ''ابن ابى بعره'' اشيايى گرانقيمت و كتابهايى مختلف از نقاط گوناگون دنياى آن روز ديده است، از جمله قرآنى به خط ''خالد بن ابى هياج'' از اصحاب على عليه السلبام و نيز به خط امام حسن و امام حسين عليهماالسلام و همچنين عهدنامه هايى به خط اميرمومنان على عليه السلام مشاده كرده است. و يادآور شده است كه خزانه ى كتاب ''ابن ابى بعره'' از نظر تعداد آن قدر كتاب داشت كه كسى مانندش را نديده بود. [ الفهرست، ص 46. ] بنابراين بايد توجه داشت كه سيد رضى در روزگارى مى زيسته است كه از نظر شكوفايى علمى و وجود امكانات تحقيقى بى نظير بوده است و آيا مى توان تعداد كتابهايى كه وى بر آن اطلاع يافته و در زمانش موجود بوده تصور كرد؟ و آيا آن مجموعه ى عظيم و بى مانند تا كنون باقى مانده است؟ پاسخ منفى است و بسيارى از آن كتابها طى حملات و جنگها و غارتهاى گوناگون از بين رفته است، چنانكه گفته اند پس از سقوط بغداد به دست مغولان در سال 656 هجرى، هلاكوخان از كتابهاى موجود در خزائن بغداد پلى بر رودخانه ى دجله بسته بود كه لشكريانش بر آنها عبور مى كردند و فرمان داد كه باقيمانده كتب را بسوزانند و خواجه نصيرالدين طوسى موفق گرديد از ورق پاره هاى آنها 400,000 مجلد كتاب جمع آورى كند و در كتابخانه ى مرغه قرار دهد. [ تاريخ ابن خلدون، ج 5، ص 613، خزائن الكتب القديمه فى العراق، ص 33، مصادر نهج البلاغه، ج 1، ص 24. ] مشابه اين گونه نابود شدن كتابها و تراث اسلامى در ساير نقاط نيز روى داده است، از جمله هنگام استيلاى فرنگيان بر طرابلس شام، آنان حدود سه ميليوم كتاب را سوزاندند. علاوه بر اينها مجموعه اى كثير از كتابهاى با ارزش در نتيجه ى در گيريها و جنگهاى فرقه هاى اسلامى نابوده شده است و همچنين آثار فلسفى به اتهام زندقه در سرزمينهاى مختلف طعمه ى حريق گرديده است. [ مصادر نهج البلاغه، ج 1، ص 24. ] كتابخانه هاى با ارزش مصر نيز از اين سرنوشت شوم محفوظ نماند و هنگام انقراض دولت فاطمى تعدادى بسيار از كتابهاى كتابخانه هاى مصر به آتش كشيده شد و بسيارى را در رود نيل افكندند و تعدادى از آن كتابها را در صحرا ريختند و باد و باران تلى از آن كتابها ساخت كه به تل كتاب مشهور شد و غلامان و بردگان از جلد آن كتابها براى خود كفش مى ساختند. [ تاريخ التمدن الاسلامى، ج 2، ص 229. ]
در همان دوره ايوبيها به سبب دشمنى شان ب شيعه، تصميم گرفتند تمام آثار شيعه را محو سازند. [ الازهر فى الف عام، ج 1، ص 58، به نقل از مصادر نهج البلاغه، ج 1، ص 25. ]
نظرى اجمالى به كتابهايى كه متعرض اين حوادث و وقايع اندوهبار شده اند، از جمله خطط مقريزى و الازهر فى الف عام اثر خفاجى و جز اينها، اين وضعيت اسفبار را كه موجب از بين رفتن تراث اسلامى از سر تعصب كور و كينه و دشمنى گرديده است روشن مى سازد. [ مصادر نهج البلاغه، ج 1، ص 25. ] به آتش كشيدن كتابخانه ى شخصى شيخ طوسى در عصر طغرل بيك سلجوقى و آتش زدن خانه ى وى، همان گونه كه كتابخانه ى شاپور بن اردشير را نيز در عصر طغرل بيك طعمه حريق نمودند، خود نمونه اى ديگر از اين جريان اسفبار است [ معجم البلدان، ج 1، ص 534، الكامل فى التاريخ، ج 10، ص 7، خزائن الكتب القديمه فى العراق، ص 28، مصادر نهج البلاغه، ج 1، ص 25. ] و اين روند همچنان ادامه داشته است. بدين ترتيب با آنچه بر سر تراث اسلامى و آثار شيعه گذشته است، آيا مى توان گفت تمام منابع و مآخذى كه شريف رضى از آنها در گردآورى كلمات اميرمومنان "ع" و تاليف نهج البلاغه بهره گرفته است، باقى مانده باشد؟ هرگز![ مصادر نهج البلاغه، ج 1، ص 26. ]