در روش تجزيه اى، بخشى از نهج البلاغه، يا برخى از خطبه ها، يا نامه ها، يا حكمتها مورد بررسى و شرح قرار مى گيرد. اين روش، روشى بخشى نگر و جزئى نگر است و طبعى است كه بخش يا جزء انتخاب شده را مى توان از وجوه گوناگون و جهات مختلف مورد تامل و دقت و بررسى قرار داد و درس آموخت و هدايت يافت.
مزيت عمده ى اين روش آن است كه مى توان، خطبه، نامه، حكمت، يا بخش مورد نياز را مطالعه و غور كرد و زمانى طولانى براى مرور كامل نهج البلاغه نياز نيست.
اين روش، پيوسته مورد توجه انديشمندان و هدايت جويان بوده است، چنانكه بسيارى به شرح عهدنامه ى مالك اشتر، [ نهج البلاغه، نامه 53. ] نامه امام "ع" به فرزندش حسن "ع"، [ همان، نامه 31. ] خطبه ى همام، [ همان، خطبه ى 193. ] خطبه ى قاصعه، [ همان، خطبه ى 3. ] حكمت امام "ع" خطاب به كميل بن زياد [ همان، حكمت 147. ] و جز اينها پرداخته اند كه در بخش كتابشناسى بدينها پراخته مى شود.
در اين روش، موضوعى خاص مورد نظر قرار مى گيرد و به نهج البلاغه عرضه مى شود و كليه ى مطالبى كه مستقيم يا غير مستقيم، موضوع مورد نظر را تبيين مى كند، استخراج مى شود و پس از بررسى دسته بندى مى گردد و سپس جمعبندى آن مطالب ارائه مى شود.
بدين ترتيب مباحث مختلف اجتماعى، اقتصادى، سياسى، تربيتى، اعتقادى و جز اينها مى تواند مورد بررسى قرار گيرد.
از مزيتهاى اينروش آناست كه بحث كمتر دچار پراكندگى مى شود و يك كل نگرى نسبت به موضوع مورد بررسى حاصل مى گردد و نيز جوانب مختلف يك امر لحاظ مى شود و تبيينى كالم نسبت بدان صورت مى پذيرد.
در اين روش مى توان به نظريات امام "ع" درباره ى يك موضوع خاص يا سيره ى آن حضرت در مواردى مشخص دست يافت.
ر اين روش سخنان امام "ع" كه در مواضع گوناگون بيان شده است، يكديگر را معنا مى كند و جهت صحيح را دربر داشت از نهج البلاغه نشان مى دهد، زيرا نهج البلاغه پيكرى واحد است كه سراسر آن هماهنگ و ابتدا و انتهاى آن يكسان است و همه ى آن از يك سرجشمه ى زلال جوشيده است و نازلات يك روح است و بتمامه داراى يك سبك و
طرز و از نظر سياق و بافت و منطق يكپارچه است. [ ن. ك: شرح ابن ابى الحديد، ج 10، صص 129 -128. ] اين ويژگى نهج البلاغه زمينه ى لازم را براى مراجعه ى موضوعى و مطرح نمودن درد و مكل و گرفتندرمان و راه حل آماده ساخته است.
[ ديوان حافظ شيرازى، ص 73. ] با توجه به محدويتهاى زمانى و موضوعى روشهاى ترتيبى و تجزيه اى، روش موضوعى از جنبه هاى مختلف كارآ و مفيد است [ ر. ك: محمد باقر الصدر، المدرسه القرآنيه، دارالتعاريف للمطبوعات، بيروت، صص 38 -7 "در مرجحات روش موضوعى". ] و از مزيتهاى آن اين است كه با رعايت مقدمات و آداب، مانع برداشتهاى نادرست مى شود.
البته بايدرد نظر داشت كه روش موضوعى بى نياز از دو روش ديگر نيست و آن روشها به عنوان ابزارهايى اساسى اين روش را مدد مى دهند.
بر اين سياق آثارى وجود دارد و تلاشهايى مفيد انجام شده است و تاليفاتى درباره ى موضوعات معرفتى، سياسى، اجتماعى، تربيتى، تاريخى و اقتصادى و جز اينها در نهج البلاغه صورتگرفته است كه در بخش كتابشناسى معرفى مى شوند.