حماسه حسینی

مرتضی مطهری

جلد 2 -صفحه : 95/ 73
نمايش فراداده

است كه شما در باب طهارت و نجاست مي دهيد . من نمي دانم فلان چيز پاك است يا نجس ؟ مي گويد آيا احتمال مي دهي كه پاك است ؟ بله ، احتمال مي دهم . خوب ، بگو پاك است . معناي آن احتمال ، همان احتمال ذهني است .

يعني تو در هر جا كه شك داري كه چيزي پاك است يا نجس ، [ اگر احتمال مي دهي كه پاك باشد ، بگو پاك است ] . مثلا دوايي را كه از خارج وارد كرده اند ، تو صد در صد يقين نداري كه نجس باشد ، صدي نود و نه احتمال مي دهي كه نجس باشدولي صدي يك هم احتمال مي دهي كه پاك باشد ، همان احتمال ذهني تو كافي است براي اينكه بگوئي اين دوا پاك است . آيا من وظيفه دارم كه بروم تحقيق بكنم ، ببينم آيا پاك است يا نجس ؟ ابدا ، هيچ چنين وظيفه اي نداري ،همان احتمال ، يعني همان حالت ذهني ، به اصطلاح مثل علمي كه مي گويند علم موضوعي است ، احتمال موضوعي است . اين احتمال براي تو موضوع حكم است . ديگر بيش از اين تو تكليف نداري . اما اينجا كه مي گويند احتمال ، نه معنايش اينستكه برو در خانه ات بنشين ، بعد بگو من احتمال اثر مي دهم ، احتمال اثر نمي دهم . اين كه پاكي و نجسي نيست . در اين مورد بايد بروي كوشش بكني ، حداكثر تحقيق را بكني ، تا ببيني و بفهمي كه آيا به نتيجه مي رسي يا نمي رسي .

كسي كه بي اطلاع است و دنبال تحقيق هم نمي رود تا بفهمد از اين امر به معروف و نهي از منكرش به نتيجه مي رسد يا نمي رسد ، چنين عذري را ندارد . يا آن ديگري مي گويد : آقا ! من كه قدرت ندارم . اسلام هم مي گويد بسيار خوب ، ولي برو قدرت را به دست بياور ، اين ، شرط وجود است ، نه شرط وجوب . يعني گفته اند تا ناتواني دست به كاري نزن كه به نتيجه نمي رسي ، ولي برو توانائي را به دست آور تا بتواني به نتيجه برسي .

حالا برايتان مثالي ذكر مي كنم : در فقه مسئله اي مطرح است به نام " ولايت از قبل جائر " . مخصوصا در زمان ائمه اين مسئله را زياد سؤال مي كردند . مي گفتند : يابن رسول الله ! اين خلفا ، خلفاي جور و ظلم هستند ،ما از اينها پست دولتي به اصطلاح بگيريم يا نگيريم ؟ اسلام دستورش اينست كه نه ، از اينها پست نگيريد . ولي بعد مي فرمود : اگر تو از ناحيه آنها پستي مي گيري كه آن پست وسيله مي شود كه تو بر امر به معروف و نهي از منكر قدرت پيدا كني ، اين كار را قطعا انجام بده . در كتب فقهي ما اين مسئله مطرح است . محقق در " شرايع " دارد ، شهيد بن ( 1 ) دارند . منتهي بعضي مي گويند : استحبت و بعضي مي گويند : وجبت يعني مي گويند اين كاري كه كمك دادن و اعانت به ظالم است ( 1 ) ( مثلا علي بن يقطين مي خواهد بشود ، وزير هارون ظالم ستمگر غاصب مي خواهد بشود ) واجب است . يعني اين كاري كه في حد ذاته حرام است ،اگر وسيله اي باشد براي اينكه قدرتي به دست آوري كه از اين قدرت در راه امر به معروف و نهي از منكر استفاده كني ، نه تنها بر تو حرام نيست ، بلكه واجب است . امام موسي بن جعفر ( ع ) راجع به محمد بن اسماعيل بن بزيع

1 - [ يعني شهيد اول و شهيد ثاني رحمه الله عليهما ] .