حماسه حسینی جلد 2

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

حماسه حسینی - جلد 2

مرتضی مطهری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


كيست ؟ يا اين ناشناس كيست ؟ كسي جواب نداد . دو مرتبه سئوال كرد . معروف و نهي از منكر است . تازه اين ، يك درجه و يك مرحله اش است ، و داستان درازي دارد . زين العابدين چه گفت ، يكي از دختران امام حسين چه گفت ، كنار بازار كوفه ، زينب چه خطابه اي انشاء كرد ! زين العابدين در آنجا چه خطابه اي انشاء كرد ،در بين راه چه كردند ، در خرابه يا در خيابانها و كوچه ها با مردم كه مواجه مي شدند ، چه مي گفتند و از همه اينها به نظر من بالاتر ، آن خطابه بسيار غراء زينب سلام الله عليها در مجلس يزيد بن معاويه است . در آنجا ديگر صحبت بيست و چهار ساعت و چهل و هشت ساعت نيست.

نزديك يك ماه است كه زينب در چنگال اينها اسير است و حداكثر زجري را كه به يك اسير مي دهند به او داده اند . ولي بينيد در مجلس يزيد چه كرده است ؟ ! پس در نهضت حسيني ، عنصر امر به معروف و نهي از منكر را ، از اين وجهه و جهت هم بايد در نظر گرفت كه اين نهضت ، يك نهضت امر به معروف و نهي از منكر بود ، و آثار اين امر به معروف و نهي از منكر را هم بايد كاملا بررسي كرد ، مخصوصا در خودشام كه چگونه شام را زير و رو كرد . مطلب ديگري كه خواستم براي شما عرض كنم ، اينست : فقهاي ما در باب امر به معروف و نهي از منكر دو مطلب گفته اند كه بايد آنها را توضيح دهيم .

يكي اينست كه امر به معروف و نهي از منكر در جايي است كه انسان احتمال اثر بدهد . معني اين جمله چيست ؟ امر به معروف و نهي از منكر يك قانون تعبدي مثل نماز يا روزه نيست كه البته حكمت و فلسفه و اثري دارد ولي به ما مربوط نيست كه ببينيم اگر اثر خودش را مي بخشد ، انجام بدهيم ، و اگر اثر خودش را نمي بخشد ، انجام ندهيم . به ما گفته اند شما نماز را به هر حال بايد بخوانيد . اين ، در اختيار تو نيست ، تو نمي تواني حساب بكني كه اين نماز اثر دارد يا اثر ندارد ، تو بايد تحت اين فرمول و قاعده بخواني .

اينكه اين كار به نتيجه مي رسد يا نمي رسد ، از حوزه منطق بشر خارج است ، ولي امر به معروف و نهي از منكر را بشر بايد با منطق خودش اداره كند ، يعني هميشه در كارها بايد روي آن نتيجه اي كه بايد بر آن مترتب بشود ، حساب بكند .

نيرو مصرف مي كني ، مايه مصرف مي كني ، امر به معروف و نهي از منكر مي كني ، ولي حساب كن ببين در اين كار ، تو چقدر به نتيجه و هدف مي رسي . مثل تاجري باش كه وقتي سرمايه اش را خرج مي كند ، روي حساب ( لااقل حساب احتمالات ) مي خواهد سودي كه از اين كار مي برد ، بيش از سرمايه اي باشد كه مصرف مي كند . و اين بسيار حرف منطقي اي است . يعني اگر ما در جايي ، امر به معروف و نهي از منكر مي كنيم ، يك سرمايه مالي يا جاني يا لااقل يك سرمايه وقتي و زماني مصرف مي كنيم ، ولي يقين داريم كه كوچكترين اثري نمي بخشد يا اثر معكوس مي بخشد ،آيا باز بايد انجام بدهيم ؟ نه . خيلي حرف منطقي و درستي است . اين ، در مقابل منطق خوارج است . در فقه خوارج ، امر به معروف و نهي از منكر ، يك تعبد محض است . يعني انسان حق ندارد حساب و منطق را در آن وارد كند . او بايد كوركورانه و چشم بسته ، امر به معروف و نهي از منكر كند ولو يقين دارد كه در اينجا سرمايه را مصرف مي كند و سودي هم نمي برد . مي گويد به ما مربوط نيست ، خدا گفته تو بايد به منكر ، منكر منطق بودند . مي آمد مثلا در حضور يك جبار گردنكش در حالي كه شمشيرش را كشيده بود . يقين داشت كه در اينجا حرفش كوچكترين اثري ندارد ، ولي مي گفت . او هم آنا او را معدوم مي كرد . به اصطلاح تاكتيك نداشتند ، منطق و حساب در كارشان نبود .

بي گدار خودشان را به آب مي زدند ، نتيجه ، انقراضشان شد . ولي ائمه ما عليهم السلام گفتند اين كار غلط است . " تقيه " هم كه شما شنيده ايد يعني به كار بردن تاكتيك در امر به معروف و نهي از منكر ، از ماده " وقي " به معني نگهداري است . يعني چه ؟ يعني امر به معروف و نهي از منكر مبارزه است . در مبارزه ، انسان وسيله دفاعي هم بايد به كار ببرد . يعني بزن ولي كوشش كن نخوري . اما تو مي خواهي بگوئي بر من جهاد واجب است ، ولي چرا سلاح بپوشم ، چرا زره بپوشم ، مگر اگر كشته بشوم ، به بهشت نمي روم ؟ چرا . پس من همينطور خودم را مي زنم به قلب لشكر تا كشته بشوم ، بروم به بهشت . مي گويد اين كار را نكن . تو داري نيروي اسلام را مصرف مي كني ، تو خودت خشتي در بناي اسلام هستي ، نيروئي از نيروهاي اسلام هستي . برو بزن ولي كوشش كن تا حد امكان كمتر بخوري . اگر به اين خيال بروي ، اسلحه نپوشي و به خاطر اسلحه نپوشيدن كشته شوي ، نيروي اسلام را هدر داده اي . برو بزن ، و تا حد امكان كشته نشو ، برو تا حد ممكن طرف را از بين ببر ولي خودت را حفظ كن . اين ، معني مطلبي است كه آقايان گفته اند و بسيار مسئله منطقي اي است .

مطلب ديگري ما در باب امر به معروف و نهي از منكر داريم كه اين هم در اخبار و روايات ما هست ، متن حديث است كه در فقه ما هم آمده است : انما يجب علي القوي المطاع ( 1 ) امر به معروف و نهي از منكر بر كسي واجب است كه قدرت داشته باشد .

يعني آدم ناتوان نبايد امر به معروف و نهي از منكر بكند . اين هم وابسته به آن مطلب است ، يعني حساب اينست كه امر به معروف و نهي از منكر براي رسيدن به نتيجه است ، براي اينست كه : نيرو را حفظ كن و نتيجه بگير . اما آنجا كه تو ناتوان هستي ، يعني نيرويت را از دست مي دهي و به نتيجه نمي رسي ، نه .

در اينجا يك اشتباه بسيار بزرگ براي بعضيها پيدا شده است و آن اينكه ممكن است كسي بگويد : من كه قدرت ندارم فلان كار را انجام بدهم ، اسلام هم كه گفته اگر قدرت نداري ، نكن ، پس ديگر من خيالم راحت است .

ديگري مي گويد : اسلام گفته است امر به معروف و نهي از منكر ، در وقتي است كه در آن احتمال نتيجه دادن باشد . خوب ، من احتمال نمي دهم ، پس خيالم راحت است . اين ، اشتباه است . اين احتمال ، غير از احتمالي

1 - فروع كافي ج 5 ص . 59

/ 95