بخشی از زیبایی های نهج البلاغه

جورج جرداق؛ مترجم: محمدرضا انصاری محلاتی

نسخه متنی -صفحه : 309/ 154
نمايش فراداده

آنكه گروهى از مردم بصره وى را نزد حضرت فرستادند تا حقيقت حال او را با اصحاب جمل معلوم نمايد و شبه آنان بر طرف شود. امام (عليه السلام) رفتار خود را با آنان طورى توضيح داد كه از آن پس مرد دانست وى بر حق است، پس امام (عليه السلام) به او فرمود: بيعت كن آن مرد گفت: من فرستاده گروهى هستم و از پيش خود كارى نمى‏كنم تا بسوى آنان باز گردم.

امام (عليه السلام) اين سخن زيبا را بيان فرمود: بگو ببينم اگر كسانى كه از طرف آنها بسوى من آمده‏اى، ترا بعنوان راهنما بفرستند كه براى آنان زمينى كه در آن باران آمده پيدا كنى و تو بسوى آنان باز گردى و به آنها از گياه و آب خبر دهى و آنها با تو مخالفت كنند و در زمينهاى بى آب و گياه فرود آيند، تو در اين صورت چه مى‏كنى آن مرد گفت: من آنان را رها كرده و با آنان مخالفت مى‏كنم و در جائى كه آب و گياه وجود دارد فرود مى‏آيم. امام (عليه السلام) فرمود: پس اكنون دستت را دراز كن آن مرد گفت: بخدا قسم هنگامى كه حجت بر من تمام گرديد نتوانستم از بيعت امتناع كنم ازين رو با امام (عليه السلام) بيعت نمودم‏