مبانی اعتقادات در اسلام

سیدمجتبی موسوی لاری

نسخه متنی -صفحه : 185/ 44
نمايش فراداده

درس چهل و نهم

اينهم تجسم رستاخيز در دنياى ما

ما كه شاهد جنبش و تحرك متوقف نشدنى جهان هستيم، پيرامون خود منظره هاى شكوهمند و حائز اهميتى از زنده شدن مردگان مىبينيم، اگر در فصل زمستان به محيط باغ و بوستان گام نهيم، با كانون خاموشى روبرو مىشويم كه شايد بتوان به قبرستان آرام و بى حركت انسانها تشبيه كرد.

اين صحنه ى غم انگيز و ساكت كه هيچگونه اثرى از گياه و سبزه و طراوت را در آن نمى توان يافت، تا آغاز فصل بهار كه محيط براى زنده شدن نباتات آماده مىشود، و زمينه ى فعاليت حياتى درختان فرا مىرسد، همچنان ادامه مىيابد، اما در اين مقطع زمانى با وزيدن نسيم حيات بر مردگان ديروز، ناگهان اوضاع عوض مىشود، زمينهاى مرده به جنبوجوش و حركت مىافتند، و جان تازه مىگيرند، از پيكر عريان و افسرده ى درختان خشك و بى برگ جوانه مىرويد، و زمين كه تا آنزمان خاصيت حياتى خود را از دست داده بود غرق سبزه و گل و طراوات مىشود، و اين صحنه ى دل انگيز طبيعت جاى محيط سرد و خشك و بيروح گذشته را مىگيرد.

چنين مناظرى از مرگ و تجديد حيات كه هر سال در برابر ديدگان ما تكرار مىگردد، در معرض بى توجهى بسيارى از افراد قرار مىگيرد، و به جاى آنكه حسّ كنجكاوى آنها برانگيخته شود، و از اين صحنه ى هيجان انگيز و آموزنده درس پر ثمر و شيوه ى استدلال و استنباط صحيح فرا گيرند، بى تفاوت از كنار آن مىگذرند.

حالت دقت در آدمى نيز همانند توانائيش براى روشن انديشى نيازمند رشد و تكامل است، نيروى دقت سرچشمه ى درك مسائل پيچيده است، اما بى توجهى هاى روزمرّه به واقعيات عينى، خطر بيگانه شدن انسان با حقايق پيرامون خود را تا سر حدّ سرسام آورى بالا مىبرد، و مئآلاً به عقيم شدن افكار زاينده ى وى مىانجامد، در حالى كه امعان نظر روى امور گوناگون، و آگاهى از كيفيت دگرگونى پديده ها در نظام موجود، و تجزيه و تحليل اصولى كه هر تحول ساده و پيچيده بر آن قرار دارد، علاوه بر اينكه براى انسان به ادراك دنيا و تازگيهاى آن منتهى مىشود، به او توانائى مىبخشد كه دست آوردهاى خود را ارزيابى كند، و از آن نتيجه و بهره ى مؤثرترى برگيرد.

از سوى ديگر انديشمندان بسيارى هم هستند كه با يارى جستن از سازمان انديشه و خرد خود، در برخورد با اين صحنه ها به ياد مرگ و حيات انسانها مىافتند، و مفهوم رستاخيز در برابر ديدگان عقلشان تجسم مىيابد.

لزومى ندارد كه توانائى مشاهده و گردآورين و گروه بندى شواهد عينى، و پيوند آنها به منظور نتيجه گيرى را خاص دانشمندان بدانيم، بلكه در راه شناخت مسائل و تفكر در امور به روى همگان با اختلاف درجه ى علم و آگاهى شان، كاملاً باز است و هر كس به ميزان استعداد و توانائى حوزه ى انديشه اش مىتواند از حوادث و پديده هاى پيرامون خود، درس بگيرد و سود جويد.

اگر زمين خشكيده و درختان عريان كه تا ديروز به علت نامساعد بودن شرايط زندگى به طور موقت از فعاليت و تلاش باز ايستاده بودند، و از تحرك حياتى اثرى در آنها ديده نمى شد اما امروز در اثر عوامل طبيعى و ريزش رگبارهاى باران، غرق حيات و طراوت و خرمى شده اند، چرا اين قانون مرگ و حيات طبيعت را منحصر به جهان نباتات بدانيم؟.

چه دليلى وجود دارد كه اين رستاخيز را براى انسانها نفى كند، و آنرا امكان ناپذير سازد؟.

گياهان در نشان دادن نحوه ى حيات و مرگ بهترين شاهدند، در درون بذرهاى مرده و بى حركت گياهان، سلول زنده اى به حالت خفته و آرام قرار گرفته، و حتى گاهى با گذشت هزاران سال همچنان سالم و قابل كشت باقى مىمانند سلول درون اين دانه ها پس از كشت در اثر رطوبت و حرارت بيدار مىشوند، و رشد خود را آغامز مىكنند، و در صورت گلها و بوته ها و علف ها از شكم زمين خارج مىگردند.

انسانها هم پس از مرگ كه در شكم زمين مدفون مىگردند، و تبديل به خاك مىشوند، آنگاه كه بهار قيامت رسيد، و شرايط محيط براى تجديد حيات مساعد شد، ذرات اجساد به حركت و جنبش درمى آيند، و همچون گياهان از آن ذرات مىرويند.

قبول داريم كه فعاليت و جنبش زمين در فصل زمستان به سبب فشار عوامل طبيعى ظاهراً به خاموشى مىگرايد، و هر چند مرگ واقعى و قطع كامل رشته ى حيات در ميان نيست، و آنچه در اينجا محقق است ركود و توقف فعاليت حياتى است، ولى بايد توجه كرد كه در آغاز آفرينش حيات، كره ى زمين از هر موجود زنده اى خالى بوده و پس از آماده شدن محيط مساعد براى زيست، از همين زمين بى جان نخستين جرقه ى حيات و زندگى جستن كرده است.