2 ـ بالوالدين متعلق به فعل محذوف از جنس مصدر بعدى يعنى احسانا است.
3 ـ ذى القربى صاحبان قرابت و نزديكى، خويشاوندان.
4 ـ يتيم پدر مرده اى كه به حدّ بلوغ نرسيده است. به مادر مرده يتيم گفته نمى شود.
5 ـ مسكين بينوا، محتاج و تهيدست. از سكن مشتق است گويا شخص محتاج از شدت احتياج زمين گير شده و قدرت حركت ندارد. دو واژه مسكين و فقير اگر در كنار هم ذكر شوند معناهاى متفاوتى دارند ولى اگر به تنهايى ذكر شوند شامل آن ديگرى هم مى شود (اذااجتمعا افترقا واذا افترقا اجتمعا) ظاهر اين است كه مسكين از فقير بدحالتر است.
6 ـ در جمله قولوا للناس التفات از غيبت به خطاب است.
7 ـ دماء جمع دم به معناى خون است و اصل دم دمى بود كه ياء حذف شده است.
8 ـ ديار جمع دار است به معناى خانه مسكونى اگر چه ديوار و بنا نداشته باشد.
آيه (83) واذ اخذنا ميثاق بنى اسرائيل ... : يكبار ديگر درباره پيمانهايى كه از بنى اسرائيل گرفته شده سخن به ميان آمده است. در اين آيه خاطرنشان مى سازد كه از آنها پيمانهايى گرفته شد كه عبارت بودند از:
1 ـ پرستش فقط براى خدا باشد.
2 ـ به پدر و مادر و خويشاوندان و يتيمان و تهيدستان نيكى كنند. 3 ـ با مردم خوشرفتارى كنند و با آنها سخن نيكو بگويند.
4 ـ نماز را به پا دارند.
5 ـ زكات را بپردازند.
اينها قسمتى از احكام و معارفى بود كه حضرت موسى آنها را از جانب خداوند آورده بود و از بنى اسرائيل پيمان گرفته بود كه به آنها عمل كنند.
اين موارد به اضافه دو حكم ديگرى كه در آيه بعدى آمده مى تواند جامعه اى را به سعادت برساند و اساساً همه اين موارد در تعليمات همه پيامبران از جمله پيامبر اسلام آمده است. بعضى از اين موارد مربوط به حق خداست و رابطه ميان انسان و خدا را تنظيم مى كند مانند بند يك وچهار و بعضى از آنها مربوط به اخلاق خانوادگى است مانند قسمتى از بند دوم و بعضى از آنها مربوط به اخلاق اجتماعى است مانند قسمتى از بند دوم و بند سوم و در دو حكم ديگرى كه در آيه بعدى خواهد آمد جامعه از خونريزى و فتنه و فساد برحذر داشته شده است.
خداوند پس از آنكه اين موارد را بر مى شمارد، متذكر مى شود كه بسيارى از شما از آنها روى گردان شديد و جز افراد اندكى به آن عمل نكردند و اين ناشى از عناد و لجاجت بود كه همواره در روحيات بنى اسرائيل حكومت مى كرد.
آيه (84) و اذ اخذنا ميثاقكم ... : در اين آيه موارد ديگرى از احكامى كه براى بنى اسرائيل تشريع شده بود، آمده است و آنها عبارتند از:
1 ـ خون يكديگر را نريزيد.
2 ـ يكديگر را از خانه و كاشانه شان بيرون نكنيد.
اين دو حكم نيز از احكامى است كه اختصاص به قوم بنى اسرائيل و شريعت موسى ندارد بلكه تمام پيامبران جلوگيرى از خونريزى و فتنه و فساد و آواره كردن مردم از ديارشان را يكى از اهداف خود مى دانستند.
اگر پيامبران و مردان الهى گاهى جنگ كرده اند و منجر به خونريزى و آواره شدن و اسارت گروهى گرديده است، اين جنگها نوعاً جنبه دفاعى داشته و گاهى هم براى سركوبى زورمندانى صورت گرفته كه سدّ راه سعادت بشر بوده اند و از نشر احكام آسمانى و بيدارى انسانها جلوگيرى مى كردند.نكته جالبى كه در اين آيه وجود دارد اين است كه خداوند خون طرف مقابل را كه ريخته مى شود به منزله خون همان كسى مى داند كه آن خون را ريخته است و نيز كسانى را كه از خانه خود آواره مى شوند خود همان ستمگران قلمداد مى كند و اين بدان معناست كه جامعه بشرى به منزله يك خانواده و حتى يك پيكر است كه وقتى كسى آسيب مى بيند در واقع تمام افراد بشر آسيب ديده است و وقتى قاتل خونى را مى ريزد در واقع خون خود را ريخته است و اين آيه شبيه آيه ديگرى است كه اتفاقاً آن هم مربوط به بنى اسرائيل است و آيه چنين است:
من اجل ذلك كتبنا على بنى اسرائيل انه من قتل نفسا بغير نفس او فساد فى الارض فكأنّما قتل الناس جميعاً (مائده /32)و به همين سبب براى بنى اسرائيل نوشتيم كه هر كسى كسى را بكشد بى آنكه كسى را كشته يا فسادى در زمين كرده باشد، گويا كه تمام مردم را كشته است.
در پايان آيه مورد بحث، خداوند خطاب به يهود عصر پيامبر مى فرمايد: شما اقرار و اعتراف كرديد و شاهد و گواه اين پيمان بوديد. منظور اين است كه يهود عصر پيامبر همگى به اين موارد اقرار داشتند و معترف بودند كه خداوند در شريعت موسى اين موارد را قرار داده و طبعاً از بنى اسرائيل براى عمل به آنها عهد و پيمان گرفته است ولى با وجود اينكه قوم يهود همگى اين موارد را مى شناختند و به لزوم عمل كردن به آن عقيده داشتند، در ميان خود به آن عمل نمى كردند و دست به كشتار و خونريزى مى زدند كه شرح آن در آيه بعدى خواهد آمد.
چند روايت
1 ـ عن ابى جعفر (ع) فى قول الله عزوجل: و قولوا للناس حسنا قال: قولوا للناس احسن ما تحبون ان يقال فيكم(1)
امام باقر (ع) درباره سخن خداوند: براى مردم سخن نيكو بگوييد فرمود: به مردم بهترين چيزى را بگوييد كه دوست داريد براى شما گفته شود.
2 ـ قال الصادق (ع) قولوا للناس حسنا قال للناس كلهم مؤمنهم و مخالفهم اما المؤمنون فيبسط لهم وجهه و اما المخالفون فيكلمهم بالمداراة لاجتذابهم الى الايمان(2)
امام صادق(ع) درباره سخن خداوند: براى مردم سخن نيكو بگوييد فرمود: براى همه مردم چه مؤمن آنها و چه مخالف آنها درباره مؤمنان گشاده رويى كند و با مخالفان بامدارا سخن بگويد تا آنها را جذب كند.
ثُمَّ أَنْتُمْ هؤُلاءِ تَقْتُلُونَ أَنْفُسَكُمْ وَ تُخْرِجُونَ فَريقًا مِنْكُمْ مِنْ دِيارِهِمْ تَظاهَرُونَ عَلَيْهِمْ بِالاْثِْمِ وَ الْعُدْوانِ وَ اِنْ يَأْتُوكُمْ أُسارى تُفادُوهُمْ وَ هُوَ مُحَرَّمٌ عَلَيْكُمْ اِخْراجُهُمْ أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتابِ وَ تَكْفُرُونَ بِبَعْض فَما جَزآءُ مَنْ يَفْعَلُ ذلِكَ مِنْكُمْ اِلاّ خِزْىٌ فِى الْحَياةِ الدُّنْيا وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ يُرَدُّونَ اِلى أَشَدِّ الْعَذابِ وَ مَا اللّهُ بِغافِلعَمّا تَعْمَلُونَ (*)أُولئِكَ الَّذينَ اشْتَرَوُا الْحَياةَ الدُّنْيا بِالْآخِرَةِ فَلا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذابُ وَ لا هُمْ يُنْصَرُونَ (*)
سپس همين شما هستيد كه يكديگر را مى كشيد و گروهى از خودتان را از سرزمين خودشان بيرون مى كنيد و به وسيله گناه و ستم، بر ضد آنها كمك يكديگر مى شويد و اگر آنان به صورت اسيران نزد شما آيند، براى آزادى آنها فديه مى دهيد و آن در حالى است كه بيرون كردن آنها بر شما حرام بود. آيا به قسمتى از كتاب ايمان مى آوريد و به قسمتى از آن كافر مى شويد؟ پس سزاى كسى از شما كه چنين كند، چيزى جز رسوايى در زندگى دنيا نيست و در روز قيامت به سوى سخت ترين عذاب كشيده مى شوند و خداوند از آنچه كه انجام مى دهيد غافل نيست (85) اينها همان كسانى هستند كه
1 - نورالثقلين ج 1 ص 94 2 - البرهان ج 1 ص 122