2 ـ سيئه كار زشت ، مؤنث سيّىء صفت مشبه از سوء و همين طور است خطيئه كه مؤنث خطىء است و مذكر آن استعمال نشده و به جاى خطا استعمال شده است و در اين آيه منظور از سيئه و خطيئه يكى است و نوعى تفنن در عبارت به كار رفته است.
3 ـ جمله هم فيها خالدون در دو جا هر چند كه با واو همراه نيست ولى در واقع عطف به جمله قبلى است و وجود ضمير هم در آن باعث ربط معطوف و معطوف عليه است و براى همين از واو استغناء حاصل شده است.
تفسير و توضيح
آيات (81-82) بلى من كسب سيّئة ... : پاسخ كوبنده و قاطعى براى يهود است آنها كه به غلط گمان مى كردند كه عذاب الهى جز چند روز به سراغ آنها نخواهد رفت و آنها مخلد در آتش جهنم نخواهند بود.قرآن كريم در پاسخ آنها و در مقام ارشاد آنها، حقيقت بسيار مهمى را مطرح مى كند و آن اينكه هر كس از روى عمد و آگاهى گناهى را مرتكب شود و اين گناه به گونه اى باشد كه او را احاطه كند و روح او را فراگيرد و در او ريشه كند، شايسته جهنم خواهد بود و براى هميشه در جهنم خواهد ماند و اميد نجاتى براى او نيست زيرا گناهى كه تمام روح و روان را احاطه كرد، در تمام مظاهر زندگى اثر مى گذارد و حتى در درك و انديشه او نيز تأثير دارد واين گناه بالاخره او را به راه شرك و كفر مى كشاند.
ما معتقديم كه منظور از اين گناه كه تمام ابعاد وجودى انسان را فرا مى گيرد، همان شرك و كفر است كه در جهان بينى انسان و شناخت او از عالم آفرينش تأثير دارد و تمام داوريهاى او را در بر مى گيرد و منظور از گناه در اينجا گناهان معمولى نيست هر چند كه گناه كبيره باشد البته ممكن است كه گناهى در اثر تكرار و ارتكاب از روى عناد با حق انسان را به شرك و كفر بكشاند ولى به هر حال آنچه كه موجب خلود در جهنم مى شود شرك و كفر است.
براى اين برداشت قرائن و شواهدى وجود دارد كه عبارتند از:
1 ـ ميان اين گروه و مؤمنان تقابل انداخته و اين مى رساند كه منظور از آنها كافران هستند. 2 ـ تنها عقيده است كه مى تواند فراگير تمام ابعاد وجودى انسان باشد و هر گناهى جز شرك و كفر و خطا در عقيده ، مربوط به قسمتى از وجود انسان است. 3 ـ اين آيه در پاسخ يهود است و طبعا مربوط به آنها مى شود و آنها كافر بودند. 4 ـ جاودانگى در جهنم و به اصطلاح خلود در آتش طبق عقيده شيعه و بسيارى از اهل سنت مخصوص كافران و مشركان است و كسى كه عقيده حقه را داشته باشد در مقابل گناهانى كه مرتكب شده معذب خواهد بود ولى بالاخره اميد نجات براى او وجود دارد.
به هر حال خداوند در اين دو آيه سرانجام و عاقبت امر دو گروه را مشخص مى كند گروه اول كافران كه جاودانه در آتش جهنم هستند و گروه دوم مؤمنان كه با انجام اعمال شايسته جاودانه در بهشت خواهند بود.
وَ اِذْ أَخَذْنا ميثاقَ بَنى اِسْرآئيلَ لا تَعْبُدُونَ اِلاَّ اللّهَ وَ بِالْوالِدَيْنِ اِحْسانًا وَ ذِى الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكينِ وَ قُولُوا لِلنّاسِ حُسْنًا وَ أَقيمُوا الصَّلوةَ وَ آتُوا الزَّكواةَ ثُمَّ تَوَلَّيْتُمْ اِلاّ قَليلاً مِنْكُمْ وَ أَنْتُمْ مُعْرِضُونَ (*)وَ اِذْ أَخَذْنا ميثاقَكُمْ لا تَسْفِكُونَ دِمآءَكُمْ وَ لا تُخْرِجُونَ أَنْفُسَكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ ثُمَّ أَقْرَرْتُمْ وَ أَنْتُمْ تَشْهَدُونَ (*)
و هنگامى كه از بنى اسرائيل پيمان گرفتيم كه جز خدا را نپرستيد و به پدر و مادر و خويشاوندان و يتيمان و بينوايان نيكى كنيد و به مردم سخن نيكو بگوييد و نماز را به پا داريد و زكات را بپردازيد آنگاه جز اندكى از شما پشت كرديد در حالى كه روى گردان بوديد (83) و هنگامى كه از شما پيمان گرفتيم كه خونهاى همديگر را نريزيد و يكديگر را از سرزمين خود بيرون نكنيد آنگاه اقرار كرديد در حالى كه خودتان گواهى مى داديد(84)