ترجمه و تفسیر نهج البلاغه

شارح: محمدتقی جعفری

جلد 5 -صفحه : 201/ 11
نمايش فراداده

آنانكه دور اين شياطين جمع ميشوند

سبك مغزانى بى اصلند و نابينايانى بى عصا و خرمن سوختگانى حاصل از دست رفته و بت تراشانى طاغوت ساز . انديشه اى ندارند ، جز شبحى از امواج انديشه پيشتازان خود . اگر هستى را به خود نسبت بدهند و بگويند : « ما هستيم » ، خود بهتر از همه ميدانند كه منظور آنان هستى پيشتاز است ، نه هستى خود ، و آنان بجاى « پيشتاز هست » ، « ما هستيم » را بكار ميبرند . اينان جلب اند ، از سوئى به سوئى كشيده ميشوند . موقعيتى را كه در زندگانى اشغال مى كنند ، مستند به خودشان نيست ، بلكه ، تا شياطين انس درباره آنان چه بدانند و چه بخواهند . اين قوم با بى پر و بالى پر و بال دگرانند .

7 . ليعود الجور الى اوطانه و يرجع الباطل الى نصابه ( تا ستم به آشيانه هاى خود برگردد و باطل به حد نصابش برسد )