براى توضيح اين معنى كه قيام براى خدا با شرايط فوق بهرحال پيروز است ، يك مثال ساده اى را مطرح ميكنيم :
فرض كنيم يك منبع آب در ارتفاعى قرار گرفته است ، يك لوله از آن منبع در زمين به دو لوله فرعى وصل شده است . يكى از اين دو لوله فرعى وصل به فواره ايست كه در حوض نصب شده است وقتى كه آب از منبع وارد اين لوله فرعى ميشود ، از فواره حوض بيرون ميآيد و مورد استفاده قرار ميگيرد ، سپس يا بطور مستقيم بجريان ميفتد و وارد اقيانوس هدف ميگردد ، يا اگر در حال استفاده مستهلك شود ، آب به هدف مطلوب ديگرى رسيده است و مانند اينست كه بطور غير مستقيم وارد اقيانوس شده است . لوله فرعى دوم بطور مستقيم به اقيانوس كشيده شده است . اگر مانعى در راه لوله فرعى اول بوده باشد ، آب كه از منبع سرازير ميشود بوسيله همين لوله مستقيما راهى اقيانوس ميگردد . حال همه شئون بشرى را ميتوان با اين مثال توضيح داد :
هر گونه گفتار و كردار و فعاليت هاى روانى و مغزى بشرى همينكه از منبع روح آگاه با هدف گيرى الهى بوجود آمد ، رهسپار اقيانوس ابديت گشته و به هدف رسيده است ، اگر شرايط و محيط و ديگر عوامل اجازه بروز و ظهور آنها را بدهد ، و آب در سر راه خود در حوض اجتماع نمودار گردد ، قابل مشاهده و بهره بردارى بوده و در همين دنيا جنبه عينى پيدا ميكند و اگر موانع محيطى و اجتماعى و ساير ناتوانى ها راه لوله فرعى يكم را كه به فواره حوض وصل شده است ، بگيرد ، حتى ناچيزترين انديشه و تصور مثبت مستقيما به اقيانوس ابديت سرازير ميگردد . [ 107 ]