ترجمه و تفسیر نهج البلاغه

شارح: محمدتقی جعفری

جلد 5 -صفحه : 201/ 94
نمايش فراداده

[ 123 ] پستشان ميخواهند . اينان براى من على بن ابيطالب با افكار بى اساس و خواسته هاى كودكانه و حيوانى شان قالب ساخته اند كه مرا در آن قالب بيندازند و مطابق دلخواه خود بسازند من هم كه در قالب ساخته اين كوته بينان بيگانه از خود نميروم ، لذا اينان هم از من خسته شده اند . اگر به ابراز اين خستگى قناعت ميكردند ، سهل و آسان بود ، اينان خود را طلبكار ميدانند اين


  • جغدها بر باز استم ميكنند پر و بالش بى گناهى ميكنند

  • پر و بالش بى گناهى ميكنند پر و بالش بى گناهى ميكنند

پروردگارا جرم من چيست ؟


  • جرم او اينست كاو باز است و بس جغد را ويرانه باشد زاد و بود كه چرا مى ياد آرى تو از آن لاله زار و جويبار و گلستان

  • غير خوبى جرم يوسف چيست پس هستشان بر باز از آن خشم جهود لاله زار و جويبار و گلستان لاله زار و جويبار و گلستان

اين سخنان را رها كن : اى مردم ، عدالت بورزيد ، ستم نكنيد ، ارزش كار يكديگر را تباه نكنيد ، شما ميتوانيد بجاى زندگى موريانه اى وارد قلمرو « حيات معقول » شويد ، زندگى آدمى هدفى بس والاتر از خور و خواب و خشم و شهوت دارد ، جهان هستى باين عظمت كه


  • اگر يك ذره را برگيرى از جاى خلل يابد همه عالم سراپاى

  • خلل يابد همه عالم سراپاى خلل يابد همه عالم سراپاى

شوخى و بازيچه نيست ، آهنگ بسيار جدى از قوانين حاكم بر نظم جهان بر ميآيد ، آرى ، اين حرفها را رها كن و سخن ديگر بگو ،


  • يا چرا يادت بود از آن ديار در ده جغدان فضولى ميكنى مسكن ما را كه شد رشك اثير تو خرابه دانى و خوانى حقير

  • يا ز دست و ساعد آن شهريار فتنه و تشويش در ميافكنى تو خرابه دانى و خوانى حقير تو خرابه دانى و خوانى حقير

مولوى شايد براى بعضى از مطالعه كنندگان ، اين سؤال مطرح شود كه چرا امير المؤمنين ( ع ) مردم جامعه خود را نفرين ميكند و چرا از خدا ميخواهد كه زمامدار بدى بر آنان مسلط گردد ؟ چنين نفرين و تقاضايى از آن منبع رحمت [ 124 ] و محبت بعيد است ؟

پاسخ اين سؤال كاملا روشن است . اين نفرين امير المؤمنين عليه السلام بالاتر از بستن و مهر كردن خدا دلهاى مردم تبهكار را كه بكلى عقل و وجدان خود را تباه كرده است ، نميباشد :

خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ 1 ( خداوند بر دلهاى آنان مهر زده و آنها را از كار انداخته است . ) و بالاتر از نفرت خداوندى نيست كه ميفرمايد :

يُضاهِئُونَ قَوْلَ الَّذينَ كَفَروُا مِنْ قَبْلُ قاتَلَهُمُ اللَّهُ اَنَّى يُؤفَكُونَ 2 ( گفتار كفر آميز آن مسيحيان شبيه به گفتار كسانى است كه پيش از اين كفر ورزيده اند ، خدا آنانرا بكشد ، بكجا افترا ميزنند ) قُتِلَ الْأَنسانُ ما اَكْفَرَهُ 3 ( كشته شود اين انسان . چه علتى بكفر او وجود دارد ) مگر حضرت نوح پس از آنهمه تبليغ و تكاپو و فداكارى دست به نفرين نميزند قالَ رَبِّ اِنِّى دَعَوتُ قَوْمِى لَيْلاً وَ نَهَاراً . فَلَمْ يَزِدْهُمْ دُعائِى اِلاَّ فِراراً .

وَ اِنِّى كُلَّما دَعَوْتُهُمْ لَتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا اَصابِعَهُمْ فِى آذانِهِمْ وَ اسْتَغْشُوا ثِيابَهُمْ وَ اَصَرُّوا وَ اسْتَكْبَرُوا اِسْتِكْباراً . ثُمَّ اِنِّى اَعْلَنْتُ لَهُمْ وَ اَسْرَرْتُ لَهُمْ اِسْراراً . فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُم اِنَّه كانَ غَفَّاراً . يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً . وَ يُمْدِدْكُمْ بِاَمْوالٍ وَ بَنِينَ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ جَنَّاتٍ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ اَنْهاراً . ما لَكُمْ لا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقاراً . وَ قَدْ خَلَقُكُمْ اَطْواراً . . . قالَ نُوحٌ ربِّ اِنَّهُمْ عَصَوْنِى وَ اتَّبَعُوا مَنْ لَمْ يَزِدْهُ

1 . البقرة آيه 7

2 . التوبه آيه 30

3 . العبس آيه 17.