بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
مؤلف گويد: حضرت امير عليه السّلام به لحظات جانسوز ساعت آخر عمر سيدالشهداء آنگاه كه از زين در اثر نيزه دشمن بر زمين افتاد اشاره نموده است.
و در زيارت ناحيه كه منسوب به امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشريف است مىخوانيم:
«و اسرع فرسك شاردا الى خيامك قاصدا مهمما باكيا فلما راءين النساء جوادك مخزيا و نظرن سرجك عليه ملويا برزن من الخدور ناشرات الشعور على الخدود لاطمات الوجوه سافرات و العويل داعيات و بعد العز مذللات و الى مصرعك مبادرات و الشمر جالس على صدرك، مولغ سيفه على نحرك قابض على شيبتك بيده ذابح لك بمنهده قد سكنت حواسك و خفيت انفاسك و رفع على القناة راءسك (375)؛ يعنى: اسب تو شتابان آمد به آهنگ سراپرده هاى تو شيهه زنان و گريان و چون زنان آن اسب را زبون ديدند و زين را بر آن واژگون، از پرده بيرون آمدند، موى بر روى ريخته و پريشان كرده و سيلى بر رخسار زنان و رويها گشوده شيون كنان پس از عزت خوارگشته سوى قتلگاه تو شتابان، شمر بر سينه تو نشسته و شمشير بر گلوى تو نهاده محاسن تو را به دست گرفته و با تيغ هندى...، (تو را ذبح مىكند) حواس تو خاموش و دم فروبسته و سر مطهر تو را بالاى نيزه زدند.»(376)