سیری در سیره ائمه اطهار

مرتضی مطهری

نسخه متنی -صفحه : 144/ 31
نمايش فراداده

مي كند و به هيچ وجه حاضر نيست صلح كند بر آنها واجب مي شود كه به نفع آن فئه مظلوم عليه آن فئه سركش وارد جنگ بشوند . اين نص آيه قرآن است : و ان طائفتان من المؤمنين اقتتلوا فاصلحوا بينهما فان بغت احديهما علي الاخري فقاتلوا التي تبغي حتي تفيي الي امر الله ( 1 ) . قهرا يكي از مواردش آنجايي است كه مردمي بر امام عادل زمان خودشان خروج بكنند .

چون او امام عادل و به حق است ، و اين عليه او قيام كرده ، فرض اين است كه حق با اوست نه با اين ، پس بايد كه به له او و عليه اين وارد جنگ شد . يكي ديگر از موارد - كه در آن تا اندازه اي ميان فقها اختلاف است - مسئله قيام خونين براي امر به معروف ونهي از منكر است . آن هم يك مرحله و يك مرتبه است .

صلح در فقه شيعه

يك مسئله ديگر هم در كتاب جهاد مطرح است و آن مسئله صلح است كه در اصطلاح فقها آن را " هدنه " يا " مهادنه " مي گويند . مهادنه يعني مصالحه ، و هدنه يعني صلح . معني اين صلح چيست ؟ همان پيمان عدم تعرض ، پيمان نجنگيدن ، و پيمان به اصطلاح امروز همزيستي مسالمت آميز با يكديگر . اينجا هم من عبارت " محقق " در " شرايع " را مي خوانم : المهاذنة و هي المعاقدش علي ترك الحرب مدش معينة . مي گويد مهادنه يا صلح عبارت است از پيمان بر

. 1 سوره حجرات ، آيه . 9