در برخى روايات از حضرت مهدىعليه السلام به عنوان «طريد» ياد شده است. «طريد» به معناى طرد شده از طرف مردم است.(627) عيسى خشاب گويد: «به امام حسينعليه السلام گفتم: آيا شما صاحب الامر هستيد؟ فرمود: «لاوَلكنْ صَاحِبُهَذاالاَمْرِ الطَّريدُ الشَّريدُ المَوْتُورُ بِاَبيهِ المُكَنَّى بِعَمِهِ...»(628)؛ «خير، ليكن صاحبالامر طريد (رانده شده) و شريد (آواره) است و خونخواه پدرش و داراى كينه عمويش مىباشد...».
در روايات آمده است: يكى از نشانههاى برپايى قيامت، «طلوع خورشيد از مغرب» است.
اميرالمؤمنين علىعليه السلام به نقل از پيامبرصلى الله عليه وآله مىفرمايد: «به ناگزير ده چيز قبل از قيامت رخ خواهد داد: سفيانى، دجّال، ودود و جنبنده، خروج قائمعليه السلام، طلوع خورشيد از مغرب، نزول حضرت عيسىعليه السلام، خسف به مشرق، خسف به جزيرة العرب و آتشى كه از چاه عدن بيرون مىآيد و مردمان را به محشر سوق مىدهد».(629) البته طلوع خورشيد از مغرب به عنوان امرى حتمى معرفى شده است.(630)
شيخ مفيدرحمه الله درباره چگونگى اين اتفاق نوشته است: «خورشيد هنگام ظهر در آسمان راكد مىشود و ساعتى چند تا به هنگام عصر پيدا نباشد، آن گاه از مغرب آشكار گردد».(631)
اگرچه عدهاى اين امر را بعيد پنداشته و گفتهاند: مستلزم در هم ريختن و از هم پاشيدن نظم جهان و تغيير در حركت منظومه شمسى خواهد بود و نتيجه گرفتهاند كه با اصول حاكم بر نظام طبيعت، ناسازگار است؛ ولى به نظر مىرسد اين امر همانند بسيارى ديگر از امور، از آيات الهى خواهد بود. به علاوه نظير اين اتفاقات قبلاً نيز در آسمان رخ داده كه از جمله آنها «ردّالشَّمس» براى يوشع بن نون بوده است.(632)
در برخى ديگر از گفتهها آمده است: مقصود از طلوع خورشيد از مغرب، ظهور حضرت مهدىعليه السلام است. بدين معنا كه حضرت مهدىعليه السلام، همان خورشيد است كه در پايان عمر طولانى خويش، طلوع خواهد كرد.
شيخ صدوقرحمه الله با ذكر سند از نَزالِ بنِ سَبْرَه روايت مفصلى نقل كرده كه بخشى از آن اين چنين است: «اميرالمؤمنين على بن ابيطالبعليه السلام براى ما خطبه خواند و بر خداى تعالى حمد و ثنا گفت و بر محمد و خاندانش درود فرستاد. آن گاه سه بار فرمود: اى مردم! پيش از آنكه مرا از دست بدهيد، از من پرسش كنيد...
پس افرادى برخاسته پرسشهايى مطرح كردند و آن حضرت جوابهايى فرمود تا اينكه در پاسخ به خروج «دابةالارض» فرمود:... سپس آن دابه سربلند كند و به اذن خداى تعالى همه كسانى كه بين مشرق و مغرب هستند، او را ببينند و اين بعد از آن است كه آفتاب از مغرب خود برآيد. در اين هنگام توبه برداشته شود...
نَزال بنِ سَبْرَه گويد: به صعصعةبن صوحان گفتم: اى صعصعه! مقصود اميرالمؤمنين از اين كلام چه بود؟ صعصعة گفت: اى سبرة! آن كسى است كه عيسىعليه السلام پشت سر او نماز مىخواند. او دوازدهمين امام از عترت و نهمين امام از فرزندان حسينبن علىعليه السلام است. او آفتابى استكه ازمغرب خود طلوعكند واز مابين ركن و مقام ظاهر شود و زمين را طاهر سازد و موازين عدالت را برپا كند و...».(633)
اشكال اين ديدگاه آن است كه مطلب فوق در كلام معصومعليه السلام نيامده است. علاوه بر آن در روايات، سخن از طلوع خورشيد از مغرب در رديف قيام حضرت مهدىعليه السلام ذكر شده است و اگر مقصود ظهور و خروج آن حضرت بود، نيازى به تكرار نداشت.(634)
بنابراين به نظر مىرسد طلوع خورشيد از مغرب، حادثهاى است خارقالعاده كه پس از ظهور حضرت مهدىعليه السلام و در آستانه قيامت اتفاق خواهد افتاد.
اما بسيار بيشتر از آنچه در منابع روايى شيعه از آن سخن به ميان آمده، در كتابهاى اهل سنّت از آن ياد شده است:
1. نسائى در السنن الكبرى از پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله نقل كرده كه فرمود: «لا تَقُومُ السّاعَةُ حَتّى تَطْلُعَ الشَّمْسُ مِنْ مَغرِبِها...».(635) «هرگز قيامت بر پا نخواهد شد تا اينكه خورشيد از مغرب خود طلوع كند...»
2. طبرانى در المعجم الكبير از همان حضرت نقل كرده است:
«اِنَّ السَّاعَةَ لا تَقُومُ حَتى يَكُونَ عَشْرُ آياتٍطُلُوعُالشَّمْسِمِنْمَغرِبِها...».(636)
3. متقى هندى در كنزالعمال نقل كرده است: «لاتَقُومُ السَّاعَةُ حَتَّى تَطْلُعَ الشَّمْسُ مِن مَغْرِبِها فَاِذا طَلَعَتْ مِنْ مَغْرِبِها وَرَآها النّاسُ آمَنُوا اَجْمَعُونَ فَذلِكَ لايَنْفَعُ نَفْساً ايمانُها لَم تَكُنْ آمَنَتْ مِنْ قبلُ».(637)
نيز ] اشراط الساعة.