فرهنگ نامه مهدویت

خدامراد سلیمیان‏

نسخه متنی -صفحه : 201/ 117
نمايش فراداده

طريد

در برخى روايات از حضرت مهدى‏عليه السلام به عنوان «طريد» ياد شده است. «طريد» به معناى طرد شده از طرف مردم است.(627) عيسى خشاب گويد: «به امام حسين‏عليه السلام گفتم: آيا شما صاحب الامر هستيد؟ فرمود: «لاوَلكنْ صَاحِبُ‏هَذاالاَمْرِ الطَّريدُ الشَّريدُ المَوْتُورُ بِاَبيهِ المُكَنَّى بِعَمِهِ...»(628)؛ «خير، ليكن صاحب‏الامر طريد (رانده شده) و شريد (آواره) است و خونخواه پدرش و داراى كينه عمويش مى‏باشد...».

طلوع خورشيد از مغرب

در روايات آمده است: يكى از نشانه‏هاى برپايى قيامت، «طلوع خورشيد از مغرب» است.

اميرالمؤمنين على‏عليه السلام به نقل از پيامبرصلى الله عليه وآله مى‏فرمايد: «به ناگزير ده چيز قبل از قيامت رخ خواهد داد: سفيانى، دجّال، ودود و جنبنده، خروج قائم‏عليه السلام، طلوع خورشيد از مغرب، نزول حضرت عيسى‏عليه السلام، خسف به مشرق، خسف به جزيرة العرب و آتشى كه از چاه عدن بيرون مى‏آيد و مردمان را به محشر سوق مى‏دهد».(629) البته طلوع خورشيد از مغرب به عنوان امرى حتمى معرفى شده است.(630)

شيخ مفيدرحمه الله درباره چگونگى اين اتفاق نوشته است: «خورشيد هنگام ظهر در آسمان راكد مى‏شود و ساعتى چند تا به هنگام عصر پيدا نباشد، آن گاه از مغرب آشكار گردد».(631)

اگرچه عده‏اى اين امر را بعيد پنداشته و گفته‏اند: مستلزم در هم ريختن و از هم پاشيدن نظم جهان و تغيير در حركت منظومه شمسى خواهد بود و نتيجه گرفته‏اند كه با اصول حاكم بر نظام طبيعت، ناسازگار است؛ ولى به نظر مى‏رسد اين امر همانند بسيارى ديگر از امور، از آيات الهى خواهد بود. به علاوه نظير اين اتفاقات قبلاً نيز در آسمان رخ داده كه از جمله آنها «ردّالشَّمس» براى يوشع بن نون بوده است.(632)

در برخى ديگر از گفته‏ها آمده است: مقصود از طلوع خورشيد از مغرب، ظهور حضرت مهدى‏عليه السلام است. بدين معنا كه حضرت مهدى‏عليه السلام، همان خورشيد است كه در پايان عمر طولانى خويش، طلوع خواهد كرد.

شيخ صدوق‏رحمه الله با ذكر سند از نَزالِ بنِ سَبْرَه روايت مفصلى نقل كرده كه بخشى از آن اين چنين است: «اميرالمؤمنين على بن ابيطالب‏عليه السلام براى ما خطبه خواند و بر خداى تعالى حمد و ثنا گفت و بر محمد و خاندانش درود فرستاد. آن گاه سه بار فرمود: اى مردم! پيش از آنكه مرا از دست بدهيد، از من پرسش كنيد...

پس افرادى برخاسته پرسش‏هايى مطرح كردند و آن حضرت جواب‏هايى فرمود تا اينكه در پاسخ به خروج «دابةالارض» فرمود:... سپس آن دابه سربلند كند و به اذن خداى تعالى همه كسانى كه بين مشرق و مغرب هستند، او را ببينند و اين بعد از آن است كه آفتاب از مغرب خود برآيد. در اين هنگام توبه برداشته شود...

نَزال بنِ سَبْرَه گويد: به صعصعةبن صوحان گفتم: اى صعصعه! مقصود اميرالمؤمنين از اين كلام چه بود؟ صعصعة گفت: اى سبرة! آن كسى است كه عيسى‏عليه السلام پشت سر او نماز مى‏خواند. او دوازدهمين امام از عترت و نهمين امام از فرزندان حسين‏بن على‏عليه السلام است. او آفتابى است‏كه ازمغرب خود طلوع‏كند واز مابين ركن و مقام ظاهر شود و زمين را طاهر سازد و موازين عدالت را برپا كند و...».(633)

اشكال اين ديدگاه آن است كه مطلب فوق در كلام معصوم‏عليه السلام نيامده است. علاوه بر آن در روايات، سخن از طلوع خورشيد از مغرب در رديف قيام حضرت مهدى‏عليه السلام ذكر شده است و اگر مقصود ظهور و خروج آن حضرت بود، نيازى به تكرار نداشت.(634)

بنابراين به نظر مى‏رسد طلوع خورشيد از مغرب، حادثه‏اى است خارق‏العاده كه پس از ظهور حضرت مهدى‏عليه السلام و در آستانه قيامت اتفاق خواهد افتاد.

اما بسيار بيشتر از آنچه در منابع روايى شيعه از آن سخن به ميان آمده، در كتاب‏هاى اهل سنّت از آن ياد شده است:

1. نسائى در السنن الكبرى از پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله نقل كرده كه فرمود: «لا تَقُومُ السّاعَةُ حَتّى تَطْلُعَ الشَّمْسُ مِنْ مَغرِبِها...».(635) «هرگز قيامت بر پا نخواهد شد تا اينكه خورشيد از مغرب خود طلوع كند...»

2. طبرانى در المعجم الكبير از همان حضرت نقل كرده است:

«اِنَّ السَّاعَةَ لا تَقُومُ حَتى يَكُونَ عَشْرُ آياتٍ‏طُلُوعُ‏الشَّمْسِ‏مِنْ‏مَغرِبِها...».(636)

3. متقى هندى در كنزالعمال نقل كرده است: «لاتَقُومُ السَّاعَةُ حَتَّى تَطْلُعَ الشَّمْسُ مِن مَغْرِبِها فَاِذا طَلَعَتْ مِنْ مَغْرِبِها وَرَآها النّاسُ آمَنُوا اَجْمَعُونَ فَذلِكَ لايَنْفَعُ نَفْساً ايمانُها لَم تَكُنْ آمَنَتْ مِنْ قبلُ».(637)

نيز ] اشراط الساعة.