فرهنگ نامه مهدویت

خدامراد سلیمیان‏

نسخه متنی -صفحه : 201/ 118
نمايش فراداده

طول عمر

طبق روايات، حضرت مهدى‏عليه السلام - كه در آخِرُالزّمان ظهور كرده و جهان را پر از عدل و داد خواهد ساخت - فرزند امام حسن عسكرى‏عليه السلام است كه در نيمه شعبان سال 255 ه متولد شده است. معناى روشن اين سخن آن است كه آن ذخيره الهى، داراى عمر طولانى است، تا كنون نزديك به 1170 سال از عمر مبارك آن حضرت گذشته است.

دانشمندان شيعه، آثار و تأليفات فراوانى در اين باره نگاشته‏اند كه به طور مشخص، مى‏توان به دو دسته تقسيم كرد:

دسته يكم، آثارى است كه به طور تقريب، قبل از سال 370 ه .ق تأليف شده است.

دسته دوم، آثارى است كه پس از تاريخ ياد شده به رشته تحرير در آمده است.

در آثار دسته نخست، هيچ اثرى از مسأله «طول عمر حضرت مهدى‏عليه السلام» ديده نمى‏شود و اين، بدان معنا است كه عمر مبارك حضرت مهدى‏عليه السلام تا اين زمان، طبيعى مى‏نمود؛ لذا درباره طول عمر ايشان، پرسشى در اذهان جامعه آن روز وجود نداشت.

از آثار اين دوره مى‏توان از بصائرالدرجات، نوشته محمدبن حسن صفار قمى‏والكافى، اثر شيخ كلينى، الغيبة، اثر محمدبن ابراهيم نعمانى و... نام برد.

شواهد موجود نشان مى‏دهد كه در دهه‏هاى آخر سده چهارم ه .ق دانشمندان و توده‏هاى مردم، مرز نهايى عمر متعارف را 120 سال مى‏دانسته‏اند و عمر مبارك امام زمان‏عليه السلام در سال 375 ه .ق از اين حد گذشته و حالت غير متعارف پيدا كرده بود. از اين زمان به بعد، در ميان بخش‏هايى از مردم - و حداقل در ميان افراد بهانه جو - پرسش‏هايى در مورد طول عمر آن حضرت پديد آمد.

بر اساس اسناد و مدارك موجود، نخستين دانشمندى كه به طرح مسأله طول عمر امام زمان‏عليه السلام پرداخت،

ابوجعفر محمدبن على بن بابويه قمى، معروف به «شيخ صدوق‏رحمه الله» (م 381 ه .ق) است. وى در كتاب كمال‏الدين و تمام النعمة به تفصيل درباره طول عمر بحث كرده و به پرسش‏هاى مخالفان طول عمر امام مهدى‏عليه السلام پاسخ گفته است.

وى، فصل جامعى از كتاب ياد شده را به زندگى «معمّرين» ( معمرين) اختصاص داده است و ده‏ها نفر از معمرين را - كه عمرى بيش از 120 سال داشته‏اند - نام مى‏برد و شرح حال و زندگى هر يك از آنان را به صورت مختصر ذكر مى‏كند.

صدوق‏رحمه الله مسأله طول عمر حضرت مهدى‏عليه السلام را تنها از طريق «تجربه تاريخى» و افراد داراى عمر طولانى، مورد بررسى قرار داده و متعرض ساير ادله نشده است.

اين راه از سوى دانشمندانى همچون شيخ مفيدرحمه الله، شيخ طوسى‏رحمه الله، طبرسى‏رحمه الله، خواجه نصرالدين طوسى، علامه حلى، فيض كاشانى، علامه مجلسى‏رحمه الله و ديگر بزرگان شيعه ادامه يافت.

آنچه اين بزرگان در مباحث خود طرح كرده‏اند، به طور عمده حول محورهاى ذيل است: