يكى از كتابهاى مفصّل درباره حضرت مهدىعليه السلام، عبقرى الحسان است كه به وسيله على اكبر نهاوندى در دو مجلد بزرگ به رشته تحرير در آمده است اين مجموعه درباره زندگى ظاهرى، غيبت و ظهور حضرت ولى عصرعليه السلام و حكايات ملاقات كنندگان و رفع شبهات وارد شده درباره مهدويّت است. نگارنده، كتاب را در پنج بخش عظيم تنظيم كرده و براى هر كدام نام خاصى گذاشته است.
نخست آيات قرآن و بشارتهاى كتابهاى آسمانى درباره ظهور آخرين حجّت خداوند و تشكيل حكومت واحد جهانى را مطرح و به بعضى از سخنان كاهنان و ساحران پيشين و نيز سخنان ارزنده معصومينعليهم السلام استناد كرده است. سپس ولادت حضرت مهدىعليه السلام و كرامات وى و همچنين گواهى 45 تن از بزرگان دانشمندان اهل سنّت را - كه به ولادت آن حضرت و حضور بالفعل ايشان معتقدند - ذكر كرده است.
در فصل بعد به پرسشها و شبهات وارده درباره آن حضرت؛ همانند راز طول عمر، فلسفه و علل غيبت پاسخ داده و به ذكر تاريخ غيبتهاى بسيارى از پيامبران پيشين پرداخته است.
در ادامه نام و ياد و خاطره جمع كثيرى از كسانى را كه مشرَّف به حضور آن حضرت شدهاند - به استناد برخى منابع - متذكر شده است. در پايان نشانههاى ظهور و قيام امامعليه السلام و مباحث كلامى مربوط به رجعت امامان را به استناد به احاديث و آيات قرآنى بيان كرده است.
اوليننايب خاصّ حضرت مهدىعليه السلام «ابوعمرو عثمان بن سعيد عمرى بود. شيخ طوسىرحمه الله در «كتاب الغيبة» درباره سفراى حضرت و اولين ايشان چنين نوشته است: «سفرايى كه از جانب ائمه اطهارعليهم السلام به نيكى ياد شدهاند، نخستين آنان مرد بزرگوارى است كه حضرت امام هادىعليه السلام و امام عسكرىعليه السلام او را توثيق فرمودهاند و او شيخ موثق ابوعمر عثمان بن سعيد عمرى است».(674)
نام وى «عثمان بن سعيد»، كنيهاش «ابوعمرو» و لقبش «العمرى»، «سمّان»، «اسدى» و «عسكرى» مىباشد.
علت ملقب شدن به «سمّان» اين بود كه به تجارت روغن مىپرداخت تا اين كار، مسؤوليت اصلى او را بپوشاند و از شرّ حكومت حفظش نمايد.(675)
شيعه، اموال و نامهها را به ايشان مىرساندند و وى آنها را در پوست گوسفند و امثال آن - كه به عنوان ظرف روغن به كار مىبرد - مىنهاد تا كسى به آنها پى نبرد. آن گاه آنها را به سوى امامعليه السلام مىفرستاد.(676)
وى از ياران، اصحاب و شاگردان مورد وثوق امام دهم و امام يازدهم بود. او مردى جليل القدر و مورد اطمينان بود كه از يازده سالگى در محضر امام هادىعليه السلام به خدمتگزارى و كسب فقه و حديث و تعاليم اسلامى اشتغال داشت و شاگردِ تربيت يافته، در زير سايه ولايت و امامت بود.
شيخ عباس قمى در كتاب شريف سفينةالبحار، در اين باره چنين مىنويسد: «ابوعمرو عثمان بن سعيد سمّان عمرى، نخستين نايب از «نوّاب اربعه» است و مطالبى كه در جلالت قدر و عدالت و امانت او بيان شده، به اندازهاى زياد است كه قابل ذكر نيست. ايشان بزرگوارتر و مشهورتر از آن است كه مثل بنده، بتواند او را توصيف كند».(677)
شايد يكى از دلايلى كه ايشان در محضر دو امام قبل از حضرت مهدىعليه السلام قرار گرفته بود، براى اين بود كه ديگر كسى در شأن و عظمت او ترديد نداشته و به راحتى نيابت او از طرف حضرت مهدىعليه السلام را بپذيرد.
از احمدبن اسحاق نقل شده است: «از حضرت هادىعليه السلام سؤال كردم: با چه كسى معامله كنيم؟ و از چه كسى مطلب را بگيريم؟ و گفته چه كسى را بپذيريم؟ امام فرمود: عمرى مورد اعتماد من است؛ آنچه را از من به تو برساند قطعاً از من مىرساند و آنچه را از قول من براى تو گويد، قطعاً از من مىگويد. سخن وى را گوش كرده اطاعت نما؛ زيرا او مورد اعتماد و امين است».(678)
وى پس از سپرى شدن عمر شريفش، به دستور حضرت مهدىعليه السلام، فرزندش محمدبن عثمان را پس از خود به عنوان نايب خاصّ منصوب كرد. البته پيش از اين، فرزند عثمان بن سعيد از سوى امام عسكرىعليه السلام به عنوان فردى مورد وثوق براى فرزندش حضرت مهدىعليه السلام معيّن شده بود.(679)
نيز ] نواب خاص، نيابت خاص.