فرهنگ نامه مهدویت

خدامراد سلیمیان‏

نسخه متنی -صفحه : 201/ 139
نمايش فراداده

قيام‏هاى قبل از ظهور

در روايات فراوانى خاندان ائمه‏عليهم السلام، به پرهيز از قيام قبل از ظهور حضرت مهدى‏عليه السلام توصيه شده‏اند. از جمله رواياتى كه براى مشروع نبودن تشكيل حكومت در عصر غيبت، مورد استفاده واقع شده، رواياتى است كه به ظاهر قيام مسلحانه را پيش از ظهور مهدى‏عليه السلام منع مى‏كند و تأكيد دارد كه اين گونه قيام‏ها به ثمر نمى‏رسد.

روايات ياد شده را شيخ حر عاملى در وسائل الشيعة و محدّث نورى در مستدرك الوسائل گرد آورده‏اند.

براى پاسخ به شبهه فوق، به دسته‏بندى روايات ياد شده مى‏پردازيم و از هر كدام نمونه‏اى نقل و سپس آنها را نقد مى‏كنيم:

يك. برخى از اين روايات، به طور عام، هر نوع قيام و برافراشتن هر پرچمى را پيش از ظهور حضرت حجّت‏عليه السلام محكوم و پرچمدار آن را طاغوت و يا مشرك معرّفى مى‏كنند.

امام صادق‏عليه السلام مى‏فرمايد: «كُلُّ رايَةٍ تُرْفَعُ قَبْلَ قِيامِ القائِمِ فَصاحِبُها طاغُوتٌ يُعْبَدُ مِنْ دُونِ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ»؛(752) «هر پرچمى پيش از قيام قائم بر افراشته شود، صاحب آن طاغوتى است كه در برابر خدا پرستش مى‏شود».

برافراشتن پرچم، كنايه از اعلان جنگ با نظام حاكم و تلاش براى تأسيس حكومت جديد است. واژه «طاغوت» و جمله «يُعْبَدُ مِنْ دوُنِ اللَّهِ» در اين حديث به خوبى بيانگر آن است كه مقصود از «پرچم برافراشته شده پيش از قيام قائم» پرچمى است كه در مقابل خدا و رسول و امام‏عليه السلام برافراشته گردد و برافرازنده در مقابل حكومت خدا، حكومتى تأسيس كند و در پى آن باشد كه به خواسته‏هاى خود جامه عمل بپوشاند. بنابراين، نمى‏توان شخص صالحى كه براى حاكميت دين، قيام و اقدام كرده است؛ طاغوت خواند؛ زيرا در اين صورت، چنين پرچمى، نه تنها در مقابل پرچم قائم برافراشته نشده كه در مسير و طريق و جهت او خواهد بود.

افزون بر اين، اگر با استناد به اين روايات، هرگونه قيام و نهضتى را محكوم و غير مشروع بدانيم، اين گونه برداشت، با روايت‏هاى جهاد، امر به معروف و نهى از منكر و نيز با سيره پيامبر و ائمه معصومين‏عليهم السلام تعارض دارد و در مقام تعارض، بايد از اين روايات صرف نظر كرد.

دو. رواياتى كه بيانگر ناكامى و موفق نشدن قيام‏هاى پيش از قيام مهدى‏عليه السلام است. اين دسته از روايات، در ضمن، به مشروع نبودن تلاش براى ايجاد حكومت اسلامى اشاره دارد؛ زيرا قيامى كه بدون ثمر باشد، از ديدگاه عقل و عقلا ناپسند است.

امام سجادعليه السلام مى‏فرمايد: «وَاللَّهِ لايَخْرُجُ واحِدٌ مِنَّا قَبْلَ خُرُوجِ القائِمِ‏عليه السلام اِلاّ كانَ مَثَلُهُ مَثَلَ فَرْخٍ طارَ مِنْ وَكْرِهِ قَبْلَ اَنْ يَسْتَوِىَ جَناحاهُ فَاَخَذَهُ الصِّبْيانُ فَعَبَثُوا بِهِ»؛(753) «به خدا سوگند هيچ يك از ما پيش از قيام قائم خروج نمى‏كند؛ مگر اينكه مَثَل او، مانند جوجه‏اى است كه پيش از محكم شدن بال‏هايش از آشيانه پرواز كرده باشد. در نتيجه كودكان او را گرفته و با او به بازى مى‏پردازند».

از اين روايت نتيجه گرفته‏اند كه قيام براى تشكيل حكومت اسلامى، نه تنها بى‏نتيجه است، كه گرفتارى و ناراحتى اهل بيت‏عليهم السلام را نيز در پى دارد. بنابراين بايد از تشكيل حكومت اسلامى، پيش از قيام مهدى‏عليه السلام چشم پوشيد! استناد به اين روايت و مانند آن از جهاتى باطل است:

1. اين روايت در صدد اين نيست كه اصل جواز قيام را ردّ كند؛ بلكه پيروزى را نفى مى‏كنند. اگر نفى جواز كند، قيام امام حسين‏عليه السلام در برابر يزيد و نيز قيام زيدبن على و حسين بن على شهيد فخ و... را محكوم كرده است! با اينكه بدون ترديد، اين قيام‏ها مورد تأييد ائمه‏عليهم السلام بوده است.

2. عدم پيروزى قيام، دليل بر نفى تكليف به قيام نيست؛ به عنوان نمونه «در جنگ صفين، شايع شد كه معاويه مرده است. اين خبر باعث شادى مردم شد. اما حضرت على‏عليه السلام در مقابل شادى مردم، فرمود: سوگند به آن خدايى كه جان من در قبضه قدرت او است! معاويه هلاك نمى‏شود تا مردم بر او هماهنگ شوند. از آن حضرت سؤال كردند: بنابراين پس چرا با او مى‏جنگيد، امام فرمود: «اَلْتَمِسُ العُذْرَ بَينى‏ وَبَيْنَ اللَّهِ» مى‏خواهم بين خود و خدايم عذر داشته باشم».(754)

اين روايت و مانند آن بيانگر اين معنا است كه انسان مسلمان، بايد به تكليف خود عمل كند و نبايد انتظار داشته باشد، حتماً به نتيجه مطلوب برسد.