فرهنگ نامه مهدویت

خدامراد سلیمیان‏

نسخه متنی -صفحه : 201/ 144
نمايش فراداده

كوه رَضْوى

«رَضْوى‏» نخستين كوه از كوه‏هاى «تهامه»، در يك منزلى «ينبع» و هفت منزلى «مدينه» است.(777) از اين كوه در روايات سخن به ميان آمده و از آنجا به عنوان جايگاه ارواح مؤمنان در عالم برزخ ياد شده است.(778)

در برخى ديگر از روايات، به عنوان محل زندگى حضرت مهدى‏عليه السلام در دوران غيبت نام برده شده است.

شيخ طوسى با ذكر سند از عبدالاعلى نقل كرده است: «با امام صادق‏عليه السلام خارج شدم تا اينكه به «روحا» رسيديم. آن حضرت به كوه آن نگاه كرد و فرمود: اين كوه را كه مى‏بينى كوهى است كه به نام «رضوى» ناميده مى‏شود. از كوه‏هاى فارس است كه چون ما را دوست مى‏داشت، خداوند به نزد ما آن را منتقل كرد و در آن از درخت‏هاى ميوه قرار داد. همانا براى صاحب الامر در آن دو غيبت است كه يكى كوتاه و ديگرى طولانى است».(779)

علاوه بر روايات، در فرازهايى از دعاى ندبه نيز چنين مى‏خوانيم: «اى كاش مى‏دانستم در كجا استقرار دارى و در كدام سرزمين تو را بجويم؟ آيا در كوه رضوى هستى؟ يا غير آن...».

«لَيتَ شِعْرى‏ اَيْنَ اسْتَقَرَّتْ بِكَ النَّوى‏ بَلْ اَىُّ اَرْضٍ تُقِلُّكَ أَوْ ثَرى اَبِرَضْوى‏ اَمْ غَيرِها...»(780)

همين ذهنيت ساخته شده درباره غيبت مهدى‏عليه السلام در اين كوه، باعث شد تا كسانى كه درباره مسأله «مهدويّت» دچار انحراف شده‏اند، مهدى موهوم خود را در اين كوه غايب بدانند.

بنابراين شيعه اين كوه را از كيسانيه نگرفته؛ بلكه به جهت وجود اين روايات در بين مسلمانان، آنان معتقد شده‏اند كه مهدى خيالى خود، در آن كوه است!

نيز ] دعاى ندبه.

كيسانيه

يكى از فرقه‏هايى كه در مباحث انحراف در مهدويّت از آن ياد شده «كيسانيه» است. در مورد علت نام‏گذارى اين فرقه به كيسانيه، اختلاف نظر هست؛ برخى نوشته‏اند: اينان پيروان كيسان مولى اميرالمؤمنين‏عليه السلام هستند. كيسان شاگرد محمدبن حنفيه بود، اما از امام حسن و امام حسين‏عليهما السلام و از محمد علوم مختلف - از جمله علم تأويل و باطن و علم آفاق و انفس - آموخت و سپس به امامت محمد قائل شد و براى محمد مراتب و درجاتى دانست كه خارج از حدّ وى بود.(781)

برخى نوشته‏اند: كيسانيه پيروان مختار بن ابى عبيده ثقفى هستند؛ زيرا مختار ملقب به كيسان بود، از اين رو كيسانيه خوانده شده‏اند.

شمارى هم نوشته‏اند: فرمانده پليس (شرطه) مختار، كيسان نام داشت و مكنى به ابوعمران بود. و او در اعمال خود بسيار افراط مى‏كرد و محمد را وصى حضرت على‏عليه السلام مى‏دانست و مختار را نايب او معرفى مى‏كرد! او معتقد بود كه جبرئيل بر مختار وحى مى‏آورد:(782)