فرهنگ نامه مهدویت

خدامراد سلیمیان‏

نسخه متنی -صفحه : 201/ 148
نمايش فراداده

محدَّث

محدّث اسم مفعول از ريشه حدَّث، يحدِّثُ به معناى كسى است كه حديث و خبر تازه به او گويند و منظور از آن اين است كه ائمه‏عليهم السلام با فرشتگان رابطه دارند و اگرچه مانند پيامبر خود آنها را در سرشت اصلى نمى‏بينند؛ ولى سخن آنان را مى‏شنوند و از آنها حقايقى را دريافت مى‏كنند. اين كنايه از يك مقام معنوى است كه يك درجه از مقام نبوّت فروتر است و اين لفظ به اين معنا، يكى از القاب مخصوص امام‏عليه السلام محسوب مى‏شود.

امام باقرعليه السلام در اين باره فرمود: «اميرمؤمنان‏عليه السلام به ابن عباس فرمود: همانا شب قدر در هر سال وجود دارد و همانا در آن، امرِ يك ساله نازل مى‏شود كه اين امر به ائمه بعد از پيامبر خواهد بود. ابن عباس گفت: آنان كيانند؟ فرمود: من و يازده نفر از نسل من امامانى‏اند كه همگى محدَّث مى‏باشند».(797)

محمدبن مسلم گويد: «كلمه محدَّث نزد امام صادق‏عليه السلام ذكر شد، حضرت فرمود: محدَّث كسى است كه صدا را بشنود و شخص را نبيند. به حضرت عرض كردم: قربانت گردم! امام از كجا مى‏فهمد كه آن كلام فرشته است؟ فرمود: آرامش و وقارى به او عطا مى‏شود كه مى‏فهمد آن كلام از فرشته است».(798)

سماعةبن مهران گويد: «من و ابوبصير و محمدبن عمران در مكه داخل يك منزل بوديم. محمدبن عمران گفت: من از امام ششم شنيدم كه مى‏فرمود: ما دوازده محدَّث باشيم. ابوبصير گفت: تو را به خدا اين را از امام ششم شنيده‏اى؟ او دو بار سوگند خورد كه آن را از وى شنيده است».(799)

محمدعليه السلام

يكى از نام‏هاى حضرت مهدى‏عليه السلام، «محمد» است كه در روايات فراوانى مورد اشاره قرار گرفته است. درباره نام بردن آن حضرت به اين نام، اختلاف نظرهايى بين دانشمندان شيعه همواره مطرح بوده كه هر كدام براى اثبات نظر خود، به بخشى از روايات استدلال كرده‏اند.

در يك بررسى اجمالى مى‏توان مجموع رواياتى را كه در اين باره وارد شده، به چهار دسته تقسيم كرد:

يك. رواياتى كه به صورت مطلق و بدون هيچ قيدى، نام بردن حضرت را به اين نام نهى مى‏كند.

1. صفوان بن مهران از امام صادق‏عليه السلام روايت كند: «كسى كه به همه امامان اقرار كند، اما مهدى‏عليه السلام را انكار كند، مانند كسى است كه به همه پيامبران اقرار كند؛ امّا نبوّت محمدصلى الله عليه وآله را انكار نمايد. گفتند: يابن رسول‏اللّه! مهدى‏عليه السلام از فرزندان شما كيست؟ فرمود: پنجمين از فرزندان هفتمين، شخص او از شما نهان مى‏شود و بردن نام وى بر شما روا نيست».(800)

2. امام هادى‏عليه السلام در اين باره فرمود: «براى شما حلال نيست كه او را به اسم ياد كنيد».(801)

3. امام صادق‏عليه السلام با لحنى شديدتر از كسى كه نام آن حضرت را ببرد، به عنوان كافر ياد كرده مى‏فرمايد: «به جز كافر هيچ كس نام آن حضرت را نبرد».(802)

دو. رواياتى كه از نام بردن آن حضرت نهى كرده است؛ ولى با اين قيد كه تنها تا هنگام ظهور، و با ظهور حضرت ديگر منعى ندارد:

عبدالعظيم حسنى از امام هادى‏عليه السلام نقل كرده است: «به اسم ياد كردن آن حضرت حلال نيست تا زمانى كه ظهور كند و زمين را از قسط و عدل آكنده سازد. پس از آنكه پر از ستم و بيداد شده باشد».(803)

سه. رواياتى كه علت نهى از ذكر نام شريف حضرت را بيان كرده است. در اين روايات، ترس از كشته شدن آن حضرت، علّت عدم‏ذكردانسته شده‏است:

در روايت ابوخالد كابلى آمده است: «هنگامى كه على بن الحسين‏عليه السلام وفات كرد، خدمت امام باقرعليه السلام رسيدم و به آن حضرت عرض كردم: فدايت گردم! تو مى‏دانى كه من جز پدرت كسى را نداشتم و انس مرا با او و وحشت مرا از مردم مى‏دانى. فرمود: اى ابا خالد! راست مى‏گويى؛ ولى چه مى‏خواهى بگويى؟ عرض كردم: فدايت شوم! پدرت صاحب اين امر را به گونه‏اى برايم تعريف كرده بود كه اگر در راهى او را مى‏ديدم، حتماً دستش را مى‏گرفتم».