فرهنگ نامه مهدویت

خدامراد سلیمیان‏

نسخه متنی -صفحه : 201/ 165
نمايش فراداده

يك. عدم امكان ارتباط

گروهى از بزرگان شيعه، بر اين باورند كه در زمان غيبت كبرى، امكان ارتباط با امام زمان‏عليه السلام براى شيعيان وجود ندارد و برابر دستور حضرت، مدعى ديدار را بايد تكذيب كرد. كسانى كه به روشنى اين نظر را پذيرفته‏اند، عبارت‏اند از:

الف. محمدبن ابراهيم، معروف به نعمانى، از علماى قرن چهارم و نويسنده كتاب الغيبة معروف به غيبت نعمانى.

ب. فيض كاشانى در كتاب وافى‏

ج. كاشف الغطا، در رساله حق المبين و...

د. شيخ مفيدرحمه الله، ايشان، امكان ديدار با حضرت را در غيبت كبرى، برابر روايات، مخصوص خادمان حضرت مى‏داند.(897)

رواياتى كه بر ديدگاه نخست دلالت مى‏كند، بسيار است كه اينك به بررسى آنها مى‏پردازيم:

1-1. توقيع آن حضرت به على بن محمد سمرى.

2-1. رواياتى كه بر ناشناخته بودن حضرت، در ميان مردم، دلالت مى‏كنند.

3-1. رواياتى كه دلالت مى‏كند، امام‏عليه السلام در مراسم حج ديده نمى‏شود.

4-1. رواياتى كه دلالت دارد بر امتحان شيعه در دوران غيبت.

1 - 1 . توقيع شريف‏

مهم‏ترين و معتبرترين دليل بر نفى رؤيت و مشاهده امام زمان در عصر غيبت، توقيعى است كه شش روز پيش از مرگ على بن محمد سمرى، آخرين سفير خاصّ امام زمان‏عليه السلام از ناحيه آن حضرت صادر شده است.

برابر اين توقيع، مدعى مشاهده دروغگو است و ادعاى وى قابل پذيرش نيست.

اين توقيع را بسيارى از علما در كتاب‏هاى روايى خود آورده‏اند.(898)

شيخ صدوق‏رحمه الله در كمال‏الدين و تمام النعمة، توقيع را چنين نقل مى‏كند: «به نام خداوند بخشنده مهربان. اى على بن محمد سمرى! خداوند پاداش برادرانت را درباره تو بزرگ نمايد. تو در فاصله شش روز مى‏ميرى. كارهاى خود را انجام بده و به هيچ كس وصيت نكن كه پس از تو، جانشينت باشد كه غيبت دوم و تام واقع شد و ظهورى نيست، مگر پس از اذن خداوند. اين اجازه پس از مدتى طولانى است كه دل‏ها قسى و سخت شود و زمين از ستم پر گردد.

به زودى از شيعيان من، خواهند آمد، كسانى كه ادعاى مشاهده و ديدن مرا بكنند، آگاه باشيد، هر كس قبل از خروج سفيانى و صيحه آسمانى، ادعا كند كه مرا ديده است، او دروغ‏گوى افترا زننده است. و نيست توان و نه نيرويى مگر از جانب خداوند بزرگ».(899)

از توقيع فوق استفاده مى‏شود كسانى كه پيش از خروج سفيانى و صيحه آسمانى، ادعاى رؤيت و مشاهده كنند، «كذاب مفتر» خواهند بود و تكذيب آنان لازم است. اين سخن، ربطى به ادعاى مشاهده همراه با نيابت ندارد؛ زيرا ختم نيابت و سفارت، پيش از اين مطرح شد و اينجا مسأله ادعاى مشاهده حضرت از سوى شيعيان مطرح است.

به علاوه مدعى، اعم از اين است كه اطمينان به ادعاى خويش داشته باشد و يا به دروغ ادعايى را مطرح كند و يا بپندارد حق است.

البته عده‏اى به جهت نقل حكايت‏هاى زياد از مدعيان ديدار، اشكالاتى به توقيع وارد ساخته‏اند.

محدث نورى در نجم الثاقب اين اشكال‏ها را اين گونه مطرح كرده است:

«اين خبر ضعيف و غير آن خبر واحد است كه جز ظنى از آن حاصل نشود و مورث جزم و يقين نباشد، پس قابليت ندارد كه معارضه كند با وجدان قطعى كه از مجموع آن قصص و حكايات پيدا مى‏شود.

هر چند از هر يك آنها پيدا نشود؛ بلكه از جمله‏اى از آنها دارا بود كرامات و خارق عاداتى را كه ممكن نباشد صدور آنها از غير آن جناب‏عليه السلام «پس چگونه رواست اعراض از آنها به جهت وجود خبر ضعيفى كه ناقل آن - كه شيخ طوسى است - عمل نكرده به آن در همان كتاب».(900) پس از محدث نورى برخى ديگر نيز اشكال‏ها را به گونه‏اى ديگر مطرح ساخته‏اند.(901)

در مجموع، ايشان چهار اشكال بر توقيع وارد ساخته است:

يكم. توقيع خبر واحد و غير قابل اعتماد است.

دوم. خبر مرسل و ضعيف است.

سوم. شيخ طوسى كه توقيع را نقل كرده به آن عمل نكرده است.

4. توقيع معرض عنه است؛ چرا كه اصحاب حكايات زيادى نقل كرده‏اند كه اشخاص با امام زمان‏عليه السلام ديدار داشته‏اند.

پاسخ از اشكال بر سند: به نظر ما، اين توقيع نه مرسل و نه ضعيف؛ بلكه خبر واحد است كه حجيت آن در اصول ثابت شده است و مى‏توان به آن اعتماد كرد. بزرگان ما نيز به آن، جامه عمل پوشانده‏اند.

افزون بر اين، ترديد در توقيع، به معناى انكار يكى از معجزات حضرت حجّت‏عليه السلام است؛ زيرا در اين توقيع، خطاب به سمرى بيان شده است: «تو، تا شش روز ديگر از دنيا مى‏روى» و راوى گويد: روز ششم، وى از دنيا رفت. از اين روى، شيخ حر عاملى در كتاب اثبات الهداة، اين توقيع را در باب معجزات حضرت مى‏آورد.(902)

پاسخ اشكال سوم: اما اينكه گفته‏اند «راوى آن، شيخ طوسى، به توقيع عمل نكرده»، درست نيست؛ چرا كه آنچه شيخ طوسى نقل كرده، به دوران غيبت صغرى مربوط مى‏شود و توقيع، نفى مشاهده در دوران غيبت كبرى را مورد نظر دارد و مدعى ديدار در اين زمان را بايد تكذيب كرد.

پاسخ اشكال چهارم: اينكه گفته‏اند: «از توقيع اعراض شده است» درست نيست؛ زيرا علماى بزرگوار ما - كه پس از شيخ صدوق‏رحمه الله، به نقل توقيع پرداخته‏اند - به آن، باور داشته و در سند و دلالت آن، ترديدى نكرده‏اند؛ از جمله: شيخ طوسى، در كتاب غيبت، طبرسى‏رحمه الله در اعلام الورى، اربلى در كشف الغمة و ابن طاووس در ربيع الشيعه. آنان با اينكه داستان‏هاى ديدار افراد را با حضرت نقل كرده‏اند، امّا در درستى توقيع ترديدى روا نداشته‏اند.