فرهنگ نامه مهدویت

خدامراد سلیمیان‏

نسخه متنی -صفحه : 201/ 195
نمايش فراداده

وقت معلوم

عبارت «وقت معلوم» يك بار در آيه 38 سوره «حجر» و بار ديگر در سوره «ص» آيه 81 به كار رفته است. آن هنگام كه ابليس مأمور به سجده بر آدم شد؛ ولى سجده نكرد، خداوند فرمود: «اى ابليس! چه چيز مانع تو از سجده كردن بر مخلوقى كه با قدرت خود او را آفريدم گرديد؟ آيا تكبر كردى. يا از برترين‏ها بودى؟ گفت: من از او بهترم! مرا از آتش آفريده‏اى و او را از گل! فرمود: از آسمان‏ها [و از صفوف فرشتگان ]خارج شو كه تو رانده درگاه منى! و مسلماً لعنت من بر تو تا روز قيامت خواهد بود. عرض كرد: پروردگار من! مرا تا روزى كه انسانها برانگيخته مى‏شوند، مهلت ده. فرمود تو از مهلت داده شدگانى؛ ولى تا روز و زمان معينى».(1031)

ابليس هنگامى كه خود را رانده درگاه خدا ديد و احساس كرد كه آفرينش انسان سبب بدبختى او شده، آتش كينه در دلش شعله‏ور گشت و خواست انتقام خويش را از فرزندان آدم بگيرد.

البته مقصد اصلى خود او بود - نه آدم و نه فرمان خدا - ولى غرور و خودخواهى توأم با لجاجتش اجازه نمى‏داد اين واقعيت را درك كند. از اين رو عرض كرد: پروردگارا! اكنون كه چنين است مرا تا روز رستاخيز مهلت ده. اين اجازه گرفتن براى اين بود كه به لجاجت، عناد، دشمنى و خيره سرى خود ادامه دهد!

خداوند هم اين خواسته او را پذيرفت و فرمود: مسلما تو از مهلت يافتگانى؛ ولى نه تا روز مبعوث شدن خلايق در رستاخيز، بلكه تا وقت و زمانى معين.

مفسّران در اينكه منظور از «يوم الوقت المعلوم» چه روزى است، احتمالات متعددى داده‏اند. برخى آن را پايان اين جهان مى‏دانند؛ چرا كه در آن روز همه موجودات زنده مى‏ميرند، و تنها ذات خداوند مى‏ماند.(1032)

گروهى احتمال داده‏اند: منظور از آن روز قيامت است؛ ولى اين احتمال نه با ظاهر آيات مورد بحث مى‏سازد - كه لحن آن نشان مى‏دهد با تمام خواسته او موافقت نشد - و نه با آيات ديگر قرآن كه خبر از مرگ عموم زندگان در پايان اين جهان مى‏دهد.

اين احتمال نيز وجود دارد كه آيه ياد شده، اشاره به زمانى باشد كه هيچ كس جز خدا نمى‏داند.(1033)

آنچه اين عبارت را در بحث «مهدويّت» وارد ساخته؛ برخى رواياتى است كه «يوم الوقت المعلوم» را دوران ظهور حضرت مهدى‏عليه السلام دانسته است.

از وهب بن جميع آزاد شده اسحاق بن عمار نقل شده كه گفت: «از حضرت صادق‏عليه السلام درباره اين گفته ابليس پرسيدم كه. پروردگارا پس مرا تا روزى كه خلايق برانگيخته شوند، مهلت ده؛ خداوند فرمود: البته تو از مهلت داده شدگانى تا به روز و هنگام معيّن و معلوم» - آن چه روزى خواهد بود؟ فرمود: وقت معلوم روز قيام قائم آل محمد است. هرگاه خداوند او را برانگيزد... ابليس مى‏آيد، در حالى كه بر زانوانش راه مى‏رود و مى‏گويد: اى واى از اين روزگار! آن گاه از پيشانى‏اش گرفته شده، گردنش زده مى‏شود. آن هنگام روز وقت معلوم است كه مدت او به پايان مى‏رسد».(1034)

بعيد نيست مقصود از روايت، اين باشد كه با روشن شدن حقايق در عصر ظهور و رشد بسيار بالاى عقلانى انسان‏ها در آن عصر، ديگر مجالى براى اغواى شيطان باقى نخواهد ماند و عملاً خلع سلاح و نابود مى‏گردد و اين پايان مهلت او است.(1035)