فرهنگ نامه مهدویت

خدامراد سلیمیان‏

نسخه متنی -صفحه : 201/ 39
نمايش فراداده

بَقيّةُ اللّه

واژه «بقيه»؛ يعنى، باز مانده و پاينده و آنچه از چيزى باقى گذاشته شود و آن مصدرى است كه به جاى اسم فاعل يا اسم مفعول به كار مى‏رود.

تركيب «بَقيّةُاللّه» در قرآن مجيد و روايات خاندان عصمت‏عليهم السلام آمده است. در قرآن فقط يك بار در داستان حضرت شعيب آمده است كه پس از آنكه قوم خود را از كم‏فروشى نهى مى‏كند، چنين فرمايد: «بَقيَّتُ اللّهِ خَيْرٌ لَكُمْ اِنْ كُنْتُمْ مُؤمِنينَ»(151)؛ يعنى، آنچه را كه خداوند [در ازاى چشم پوشى از منافع نامشروع دنيوى ]برايتان باقى مى‏گذارد، براى شما بهتر است.

در اين آيه هر چند مخاطب قوم شعيب هستند و منظور از «بَقيَّةُاللّه» سود و سرمايه حلال و يا پاداش الهى است؛ ولى هر موجود نافع كه از طرف خداوند براى بشر باقى مانده و مايه خير و سعادت او گردد، «بقيّةاللّه» محسوب مى‏شود.

تمام پيامبران الهى و پيشوايان بزرگ «بَقيّةُاللّه»اند. تمام رهبران راستين كه پس از مبارزه با يك دشمن سرسخت براى يك قوم و ملت باقى مى‏ماند، از اين نظر «بقيّةاللّه»اند...

از آنجا كه مهدى موعودعليه السلام آخرين پيشوا و بزرگ‏ترين رهبر انقلابى پس از قيام پيامبر اسلام‏صلى الله عليه وآله است، يكى از روشن‏ترين مصاديق «بَقيَّةُاللّه» مى‏باشد و از ديگران به اين لقب شايسته‏تر است؛ بخصوص كه تنها باقيمانده بعد از پيامبرصلى الله عليه وآله و امامان‏عليهم السلام است.

در روايات و ادعيه و زيارات متعددى، ائمه اطهارعليهم السلام به عنوان «بقيةاللّه» توصيف شده‏اند كه براى نمونه به برخى از آنها اشاره مى‏شود:

1 . يك بار به دستور هشام بن عبدالملك امام باقرعليه السلام را به شام بردند، موقع مراجعت به مدينه هشام فرمان داد بازارها را بر روى آن حضرت و همراهانش ببندند و از خوراك و آشاميدنى محروم باشند. چون به شهر مدينه رسيدند، مردم درِ شهر را بر رويشان بستند و اصحاب آن حضرت از جهت كمبود آب و غذا به زحمت افتادند و به آن بزرگوار شكايت بردند. امام باقرعليه السلام به بالاى كوهى كه مشرِف به شهر بود رفت و با صداى بلند فرمود: «اى اهل شهرى كه مردمانش ستم‏گرند! به خداوند سوگند من بقيةاللّه هستم. خداوند فرمود: بقيةاللّه برايتان بهتر است اگر ايمان داريد».(152)

2 . در «زيارت جامعه كبيره» آمده است: «اَلسَّلامُ‏عَلَى‏الاَئِمَةِ... وَ بَقيَّةِ اللَّهِ...»؛ «سلام بر امامان كه... بقيةاللّه هستند».(153)

3 . در دعاى ندبه مى‏خوانيم: «أيْنَ بَقِيَّةُاللَّهِ‏الَتي لاتَخْلُو مِنَ‏العِتْرَةِ الهادِيَةِ...»؛ «كجاست آن بقيةاللّه كه از عترت هدايتگر بيرون نيست».(154)

4 . در حديثى آمده است: مردى از امام صادق‏عليه السلام پرسيد: آيا بر امام قائم‏عليه السلام مى‏توان با عنوان «اميرمؤمنان» سلام كرد؟ فرمود: «لا ذاكَ اِسْمٌ سَمَّى اللّهُ بِهِ اَميرَالمؤمِنينَ لَمْ يُسَمَّ بِهِ اَحَدٌ قَبْلَهُ وَلا يَتَسَمَّى بِهِ بَعْدَهُ اِلاّ كافِرٌ قُلتُ جُعِلْتُ فِداكَ كَيْفَ يُسَلِّمُ عَليهِ؟ قالَ: يَقُولُونَ السَّلامُ عَلَيكَ يا بَقيَّةَ اللَّهِ ثُمَّ قَرَأ بَقيَّتُ‏اللهِ خَيرٌ لَكُم اِنْ كنتُم مُؤمنين»؛ «خير، خداوند اين نام را به حضرت اميرالمؤمنين على‏عليه السلام اختصاص داده است. پيش از او كسى اين نام بر خود ننهاده و پس از او نيز - مگركافر - اين نام به خود نبندد. راوى گويد: پرسيدم: فدايت گردم پس چگونه بر او سلام كنند؟ فرمود: مى‏گويند: سلام بر تو اى بقيةاللّه».(155)

5 . و از امام باقرعليه السلام روايت است كه فرمود: «نخستين سخن حضرت مهدى‏عليه السلام بعد از ظهور اين آيه است كه مى‏خواند: بقيةاللّه برايتان بهتر است اگر ايمان داريد. آن گاه مى‏فرمايد: منم بقيةاللّه و حجّت و خليفه او در ميان شما. در آن زمان هر كس بر آن جناب سلام كند، مى‏گويد: السَّلامُ عَلَيْكَ يا بَقيَّةَاللّهِ فِى اَرْضِهِ».(156)

6 . در روايت است وقتى احمدبن اسحاق‏بن سعد اشعرى محضر امام عسكرى‏عليه السلام شرفياب شد، درباره جانشين آن حضرت سؤال كرد؛ حضرتش كودكى خردسال همچون قرص ماه به او نشان داد. احمدبن اسحاق پرسيد: آيا نشانه‏اى هست تا قلبم اطمينان يابد؟ آن كودك زبان گشود و با زبان عربى فصيح چنين فرمود: «اَنَا بَقِيَّةُ اللّهِ فِى اَرْضِهِ وَالمُنْتَقِمُ مِنْ اَعْدائِهِ فَلا تَطْلُبْ اَثَراً بَعْدَ عَيْنٍ يا اَحْمَدَبنَ اِسْحاقَ»(157)؛ «من بقيةالله بر روى زمين هستم و من منتقم از دشمنان اويم. اى احمدبن‏اسحاق! بعداز ديدن اثرى طلب نكن».

نيز ] مهدى، قائم، منتقم.

بلالى ] محمدبن على بن بلال‏