فرهنگ نامه مهدویت

خدامراد سلیمیان‏

نسخه متنی -صفحه : 201/ 57
نمايش فراداده

يك. حكايت على بن فاضل مازندرانى‏

الف. اشكالات سندى:

1 . علامه مجلسى‏رحمه الله تصريح مى‏فرمايد: كه اين حكايت را در كتاب‏هاى معتبر نيافته و به همين علت آن را به صورت مستقل در يك باب جداگانه نقل كرده است.(273)

2 . هيچ يك از علما و بزرگان معاصر على بن فاضل مازندرانى، همچون علامه حلى و ابن داوود اسمى از او و داستانش به ميان نياورده‏اند. اين قضيه از چند حال خارج نيست:

يا معاصران وى داستان او را دروغ و باطل تلقى كرده‏اند، يا اصلاً چنين داستانى را نشنيده‏اند و يا اينكه اين داستان در زمان‏هاى بعد از آنان ساخته شده است.

3 . در ميان منابع موجود، قديمى‏ترين مأخذى كه براى اين داستان به‏چشم‏مى‏خورد،كتاب «مجالس‏المؤمنين» اثر قاضى نوراللّه شوشترى است. او در سال 1019 ه .ق به شهادت رسيده است؛ در حالى كه داستان جزيره خضرا مربوط به سال 699 ه .ق است؛ بر اين حكايت اشكالات فراوان ديگرى نيز وارد شده كه به همين مقدار بسنده مى‏گردد.

ب . اشكالات متنى‏

در داستان على بن فاضل به مطالبى اشاره شده كه با بسيارى از مسلّمات دينى سازگارى ندارد و روايات زيادى بر خلاف آن مطالب هست كه به برخى از آنها اشاره مى‏گردد:

1 . در متن روايت آمده است كه: فاضل مازندرانى از شخصى به نام سيد شمس‏الدين پرسيد: چرا ميان برخى آيات قرآن كريم، ارتباط منطقى وجود ندارد؟ سيد شمس‏الدين پاسخ داد: اين قرآنى است كه خليفه اول جمع آورى كرده و بعضى آيات با هم سازگارى ندارد! همان‏گونه كه مشاهده مى‏شود، اگر كسى اين قسمت را قبول كند، قائل به تحريف قرآن شده است. اين مطلب به اجماع شيعه و سنى و به موجب صريح آيه قرآن «اِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنا الذِّكْرَ وَ اِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ»(274) باطل و مردود است. از طرفى اهتمام و توجه زياد مسلمانان به نوشتن و حفظ قرآن و تعدّد نسخه‏ها و شيوع آن در بين مسلمين، از زمان پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله و زير نظر مستقيم آن حضرت، تا حدى بود كه تبديل و تحريف آن از امور محال و ممتنع بود.

2 . متن حكايت، مكان و محل سكونت آن حضرت را جزيره خضرا معرفى مى‏كند. اين مطلب، بر خلاف بسيارى از روايات است، از جمله:

1 - 2 . امام صادق‏عليه السلام مى‏فرمايد: «كسى از مكان سكونت آن حضرت اطلاع ندارد؛ مگر خدمتكار آن حضرت.»(275)

2 - 2 . آن حضرت مى‏فرمايد: «امام زمان‏عليه السلام در بين مردم به طور ناشناس در همه جا حضور پيدا مى‏كند؛ ولى مردم حضرت را نمى‏شناسند؛ مگر آنكه حضرت با اذن پروردگار، خود را به خواص معرفى فرمايد».(276)

3 . در متن حكايت آمده است؛ جزيره خضرا داراى هفت حصار از برج‏هاى محكم دفاعى برخوردار است تا دشمنان نتوانند وارد آن جزيره شوند. از طرفى گفته شده: آن جزيره به وسيله آب‏هاى سفيدى كه در اطراف آن وجود دارد، همراه با نيروى غيبى، محافظت مى‏گردد.

4 . در متن حكايت از قول خادمان قبّه نقل شده كه رؤيت امام‏عليه السلام غير ممكن است؛ ولى در گفت‏وگو با سيد شمس‏الدين، گفت: «هر مؤمن با اخلاص مى‏تواند امام را ببيند؛ ولى او را نمى‏شناسد». چگونه مى‏توان بين غيرممكن بودن رؤيت و ديدن مشروط جمع كرد؟!

5 . در يك روز جمعه، راوى داستان سر و صداى زيادى از بيرون مسجد شنيده، از سيد شمس‏الدين پرسيد: اين سر و صدا چيست؟ گفت: اينها سيصد نفر از ياران امام زمان‏عليه السلام و منتظر سيزده نفر ديگر هستند».

اگر اين مطلب را بپذيريم، بايد قائل به طولانى بودن عمر آن سيصد نفر و حيات آنان تا كنون و تا هنگام ظهور باشيم كه البته هيچ دليلى بر آن نداريم.

6 . متن داستان بر وجود همسر و اولاد براى حضرت ولى عصرعليه السلام دلالت مى‏كند. اين نظريه را بزرگانى چون مفيد، بياضى و طبرسى‏رحمه الله و... نپذيرفته‏اند و رواياتى را كه ثابت مى‏كند آن حضرت داراى اولادى هستند، از نظر سند رد كرده‏اند.