فرهنگ نامه مهدویت

خدامراد سلیمیان‏

نسخه متنی -صفحه : 201/ 72
نمايش فراداده

خروج سفيانى

پيش از قيام حضرت مهدى‏عليه السلام مردى از نسل ابوسفيان در منطقه شام خروج مى‏كند و با تظاهر به ديندارى، گروه زيادى از مسلمانان را فريب مى‏دهد و بخش گسترده‏اى از سرزمين‏هاى اسلامى را به تصرف خود در مى‏آورد. او بر مناطق پنجگانه - شام، حمص، فلسطين، اردن، قنسرين و منطقه عراق - سيطره مى‏يابد و در كوفه و نجف، به قتل عام شيعيان مى‏پردازد و براى كشتن و يافتن آنان جايزه تعيين مى‏كند.(354)

از روايات استفاده مى‏شود مدت حكومت او نه ماه است.(355) سفيانى، با اين كه از خبيث‏ترين و پليدترين مردمان است؛ ولى همواره ذكر «يا رب يا رب» بر زبانش جارى است.(356)

وى آن گاه كه از ظهور حضرت حجّت‏عليه السلام با خبر مى‏گردد، با سپاهى عظيم به جنگ وى مى‏رود. وى در منطقه «بيداء» (بين مكه و مدينه) با سپاه امام‏عليه السلام برخورد مى‏كند و به امر خدا، همه لشكريان وى - به جز چند نفر - در زمين فرو مى‏روند و هلاك مى‏شوند.(357) ( خسف به بيداء)

از روايات استفاده مى‏شود خروج سفيانى از نشانه‏هاى حتمى ظهور است(358)؛ ولى اين كه سفيانى كيست و چه ويژگى‏هايى دارد و چگونه خروج مى‏كند و... چندان روشن نيست. از برخى روايات استفاده مى‏شود: نام وى عثمان بن عنبسه(359) و از خاندان ابوسفيان است كه در دوره غيبت خروج مى‏كند. البته برخى اين احتمال را مردود و سند آن روايات را ضعيف دانسته‏اند.(360)

در برخى از روايات از امام‏عليه السلام در مورد نام سفيانى پرسيده شد و آن حضرت از بيان آن خوددارى كردند؛(361) حال آنكه اگر نام وى مشخص بود، دليلى نداشت كه از بردن نام وى خوددارى كند.

برخى معتقدند: سفيانى فرد مشخصى نيست؛ بلكه فردى است با ويژگى‏هاى ابوسفيان كه در آستانه ظهور حضرت مهدى‏عليه السلام به طرفدارى از باطل، خروج مى‏كند و مسلمانان را به انحراف مى‏كشاند.

اينها در بيان نظر خود مى‏گويند: در حقيقت، ابوسفيان، به عنوان سر سلسله سفيانيان، سمبل و نماد پليدى است او غارتگرى بود كه با رباخوارى، زورگويى و چپاول اموال مردم، ثروت‏هاى هنگفتى به چنگ آورده بود و از راه فريب و استثمار توده‏هاى ستم كشيده و ترويج خرافات و دامن زدن به نظام طبقاتى جاهلى، قدرت فراوانى داشت.

ابوسفيان، به عنوان سردمدار شرك و بت پرستى و سرمايه دارى طاغوتى، هر نوع حركت و جنبشى را كه دم از عدالت، برادرى و آزادى مى‏زد، دشمن شماره يك خود مى‏دانست و با قدرت تمام در برابر آن به مبارزه بر مى‏خاست.(362)

بر اساس اين ديدگاه سفيانى، فردى است با اين ويژگى‏ها كه در برابر انقلاب بزرگ و جهانى حضرت مهدى‏عليه السلام خروج مى‏كند و تلاش‏هاى فراوانى براى رودررويى با آن به عمل مى‏آورد.

بنابراين، در حقيقت سفيانى يك جريان است، نه يك شخص. سفيانى جريان باطل در بستر تاريخ است، و بر فرض هم كه سفيانى را از نسل ابوسفيان بدانيم، اشكالى به وجود نمى‏آيد و آخرين مهره اين زنجيره، همان سفيانى است كه در آستانه ظهور قائم‏عليه السلام خروج مى‏كند.

نيز ] نشانه‏هاى ظهور