فرهنگ نامه مهدویت

خدامراد سلیمیان‏

نسخه متنی -صفحه : 201/ 74
نمايش فراداده

خروج شعيب بن صالح

يكى از نشانه‏هاى ظهور، خروج مردى به نام شعيب بن صالح در سمرقند و يا نيشابور است. شيخ طوسى‏رحمه الله خروج او را به نقل از امام سجادعليه السلام اين گونه بيان كرده است: «خروج شعيب بن صالح پس از عوف سلمى و قبل از خروج سفيانى است».(366) «ثُمَّ يَكُونُ خُرُوجُ شُعَيبَ بْنَ صالِحٍ مِنْ سَمَرْقَنْد ثُمَّ يَخْرُجُ السُّفياني...»

راوندى نيز از امام سجادعليه السلام نقل كرده است: «پس خروج شعيب صالح از سمرقند است».(367) شيخ صدوق‏رحمه الله خروج او را از نيشابور ذكر كرده است.(368)

از برخى روايات ديگر استفاده مى‏شود: او پرچم‏دار حضرت مهدى‏عليه السلام و به عنوان پيش قراول آن حضرت انجام وظيفه مى‏كند.(369)

نيز ] نشانه‏هاى ظهور

خروج شيصبانى

مراد از «شيصبانى» در روايات اهل بيت‏عليهم السلام، مردى از بنى عباس و يا مردى دشمن اهل بيت‏عليهم السلام است؛ زيرا امامان‏عليهم السلام بنى عباس را به بنى شيصبان تعبير مى‏كردند و آن نام مردى بدكردار يا گمنامى(370) است و آن بزرگواران دشمن خود را به طور كنايه با اين كلمه نام برده‏اند. «شيصبان» در لغت نامى از نام‏هاى ابليس است. پس از آنكه قدرت در دست زمينه سازان خراسانى و طرفداران آنان قرار مى‏گيرد، شيصبانى در عراق خروج مى‏كند.

از جابر جعفى نقل شده است: «از ابوجعفر امام باقرعليه السلام درباره سفيانى سؤال كردم، حضرت فرمود: «وَاَنّى‏ لَكُمْ بِالسُّفياني حَتَّى يَخْرُجَ قَبْلَهُ الشَّيْصباني يَخْرُجُ مِنْ اَرْضِ كُوفان يَنْبَعُ كَما يَنْبَعُ الماءُ فَيَقتُلُ وَفْدَكُم فَتَوَقَعُوا بَعدَ ذلكَ السُّفياني وَ خُروجَ القائِمِ‏عليه السلام»(371)؛ «سفيانى خروج نمى‏كند؛ مگر آنكه قبل از او شيصبانى در سرزمين كوفان خروج كند. او همچون جوشيدن آب از زمين مى‏جوشد و فرستادگان شما را به قتل مى‏رساند. بعد از آن در انتظار خروج سفيانى و ظهور قائم‏عليه السلام؛ باشيد».

خروج عوف سلمى

يكى از نشانه‏هاى ظهور، خروج مردى به نام عوف سلمى از سمرقند است. وقتى به امام سجادعليه السلام گفته شد، ظهور حضرت مهدى‏عليه السلام را توصيف و دلايل و نشانه‏هاى آن را ذكر فرماييد، حضرت فرمود: «قبل از ظهور او، خروج مردى خواهد بود كه به او عوف سلمى گفته مى‏شود. محل خروج او زمين جزيره و منزل او تكريت و مقتل او مسجد دمشق است».

«يَكُونُ‏قَبْلَ خُرُوجِهِ‏خُرُوجُ‏رَجُلٍ يُقالُ لَهُ عَوْفُ‏السَّلْمِىّ بِاَرْضِ الجَزيرَةِ وَيَكُونُ مَأْواهُ تَكْريتُ وَ قَتْلُهُ بِمَسْجِدِ دِمَشْقٍ...»(372)

نيز ] نشانه‏هاى ظهور