فرهنگ نامه مهدویت

خدامراد سلیمیان‏

نسخه متنی -صفحه : 201/ 75
نمايش فراداده

خروج يمانى

يكى از نشانه‏هاى حتمى ظهور حضرت مهدى‏عليه السلام، خروج سردارى از اهل يمن است(373) كه مردم را به حق و عدل دعوت مى‏كند.(374) اين نشانه در منابع اهل سنّت ذكر نشده؛ ولى در مصادر شيعه، روايات فراوانى در اين باره وجود دارد؛ به گونه‏اى كه برخى آنها را مستفيض دانسته‏اند.(375)

امام باقرعليه السلام فرموده است: «... خروج سفيانى و يمانى و خراسانى در يك سال و يك ماه و يك روز واقع خواهد شد؛ با نظام و ترتيبى همچون نظام يك رشته كه به بند كشيده شده است. هر يك از پى ديگرى [مى‏آيد] و جنگ قدرت و هيبت از هر سوى فراگير مى‏شود. واى بر كسى كه با آنان دشمنى و ستيز كند! در ميان پرچم‏ها راهنماتر از پرچم يمانى نباشد كه آن پرچم هدايت است؛ زيرا دعوت به صاحب شما مى‏كند و هنگامى كه يمانى خروج كند، خريد و فروش سلاح براى مردم و هر مسلمانى ممنوع است. چون يمانى خروج كرد، به سوى او بشتاب كه همانا پرچم او پرچم هدايت است. هيچ مسلمانى را روا نباشد كه با آن پرچم مقابله كند. پس هر كس چنين كند او از اهل آتش است؛ زيرا او به سوى حق و راه مستقيم فرا مى‏خواند».(376)

خروج يمانى، اجمالاً از نشانه‏هاى حتمى ظهور است؛ هرچند جزئيات و چگونگى قيام وى روشن نيست. امام صادق‏عليه السلام همزمانى خروج سفيانى و يمانى را اين گونه وصف فرموده است: «يمانى و سفيانى همچون دو اسب مسابقه‏اند». «اليَمانِىُ وَالسُّفيانِىُ كَفَرَسَى رِهانٍ»(377)

نيز ] نشانه‏هاى ظهور، خروج سفيانى.

خَسْف به بَيْداء

فرو برده شدن در «بَيْداء» - كه از آن در روايات «خسف به‏بيداء» تعبير شده است - از نشانه‏هاى ظهور حضرت مهدى‏عليه السلام است. اين نشانه در احاديثى كه درباره سفيانى سخن گفته‏اند، فراوان ذكر شده است.(378)

واژه «خَسْف» به معناى فرو رفتن و پنهان شدن است و «بَيداء» نام سرزمينى بين مكه و مدينه است.(379) ظاهراً منظور از «خسف به بيداء» آن است كه سفيانى با لشكرى عظيم به قصد جنگ با حضرت مهدى‏عليه السلام عازم‏مكه مى‏شود؛ اما در بين مكه و مدينه - در محلى كه به سرزمين «بيداء» معروف‏است - به‏گونه‏اى‏معجزه آسا، به امر خداوند، در دل زمين فرو مى‏روند.

اين حادثه در روايات بسيارى - از عامّه و خاصّه - به عنوان يكى از نشانه‏هاى ظهور ( نشانه‏هاى ظهور) بيان شده و در شمارى از آنها بر حتمى بودن آن تأكيد شده است.(380)

امام باقرعليه السلام در بخشى از يك روايت مفصل فرمود: «... و سفيانى گروهى را به مدينه روانه كند و مهدى از آنجا به مكه رخت بربندد وخبر به‏فرمانده سپاه سفيانى رسدكه مهدى‏عليه السلام به‏جانب مكه بيرون شده است، پس او لشكرى از پى آن حضرت روانه كند ولى او را نيابد تا اينكه مهدى با حالت ترس و نگرانى بدان سنت كه موسى بن عمران داشت داخل مكه شود.

آن حضرت فرمود: فرمانده سپاه سفيانى در صحرا فرود مى‏آيد، پس آواز دهنده‏اى از آسمان ندا مى‏كند كه «اى دشت آن قوم را نابود ساز» پس آن نيز ايشان را به درون خود مى‏برد و هيچيك از آنان نجات نمى‏يابد مگر سه نفر...»(381)

درباره حتمى بودن اين نشانه از روايات متعددى مى‏توان استفاده كرد؛ چنان كه عمر بن حنظله، در حديثى از صادق آل محمدصلى الله عليه وآله چنين روايت كرده است: «خَمْسٌ قَبْلَ قِيامِ القائِمِ‏عليه السلام مِنَ العَلاماتِ: الصَّيْحَةُ وَالسُّفيانِيُّ وَالخَسْفُ بِالبَيداءِ وَ خُرُوجُ اليَماني وَ قَتْلُ النَّفْسِ الزَّكِيَةِ»(382)

پيش از قيام حضرت قائم‏عليه السلام پنج نشانه است: نداى آسمانى، سفيانى و فرو رفتن در سرزمين بيداء و خروج يمانى و كشته شدن نفس زكيّه» در روايات اهل سنّت نيز به اين مهم اشاره شده است.(383)

حادثه «خسف» گرچه در منطقه «بيداء» و در مورد لشكر سفيانى واقع مى‏شود، ولى در برخى روايات - غير از خسف در بيداء - از خسف در مشرق و خسف درجزيرةالعرب‏نيزياد شده است.(384)

اين نشانگر آن است كه در ساير نقاط زمين نيز، چنين حوادثى رخ خواهد داد و به امر خداوند دشمنان حضرت مهدى‏عليه السلام، بدين‏وسيله نابود خواهندشد.(385)

البته در برخى روايات از «خسف به مشرق» و «جزيرةالعرب»، به عنوان نشانه قيامت ( اشراط السّاعة) ياد شده است، بر اين اساس ارتباطى به «خسف به بيداء» نخواهد داشت.(386)

نيز ] نشانه‏هاى ظهور، خروج سفيانى‏