فرهنگ نامه مهدویت

خدامراد سلیمیان‏

نسخه متنی -صفحه : 201/ 76
نمايش فراداده

خسوف و كسوف غيرعادى

از نشانه‏هاى ظهور «كسوف در نيمه ماه رمضان» و «خسوف در آخر يا اوّل همان ماه» است. «كسوف در روزهاى نخست و روزهاى آخر ماه و «خسوف» در روزهاى ميانى ماه طبيعى و عادى است؛ ولى خورشيد گرفتگى در وسط ماه يا ماه گرفتگى در اوايل و يا آخر آن، ظاهراً امرى غير عادى است و رؤيت آن امكان ندارد.

امام باقرعليه السلام فرموده است: «دو نشانه پيش از قيام قائم پديد خواهد آمد: يكى گرفتن خورشيد در نيمه ماه رمضان و ديگر گرفتن ماه در آخر آن».

مردى به امام‏عليه السلام عرض كرد: «اى پسر رسول خدا! كسوف در وسط و خسوف در آخر ماه؟!»

حضرت فرمود: «[آرى‏] من آنچه را گفتم داناتر به آن هستم. اينها دو نشانه‏اند كه واقع شدن آنها، از زمان هبوط آدم‏عليه السلام سابقه ندارد».(387)

فلسفه اين نشانه غير عادى - همانند برخى نشانه‏هاى ديگر - مى‏تواند بيدار شدن مردم از خواب غفلت و يقين به امر ظهور باشد. به عبارت ديگر، خداوند در آستانه ظهور، براى اقامه حجّت بر مردم و مطمئن ساختن ياران حضرت مهدى‏عليه السلام به ظهور آن حضرت، چنين پديده‏هايى را بر خلاف معمول و به گونه معجزه، محقق مى‏سازد.

برخى بر اين باورند! خسوف و كسوف، به گونه ياد شده، در چهارچوب حوادث طبيعى و عادى نيز قابل بررسى و تبيين است و براى آن، احتمال‏ها و توجيه‏هايى ذكر كرده‏اند. البته نيازى به اين توجيه‏ها نيست؛ زيرا هيچ اشكالى ندارد كه پديدار شدن آنها به صورت معجزه باشد، چون در جهت اقامه حجّت و تقويت حق و هدايت مردم است و با قانون معجزه ناسازگارى ندارد.

به علاوه اين نشانه از نشانه‏هاى حتمى ظهور نيست و در روايات، به ناگزير بودن آن اشاره نشده است؛ از اين رو نمى‏توان خسوف و كسوف غيرعادى را از نشانه‏هاى قطعى و مسلم ظهور به حساب آورد.(388)

نيز ] نشانه‏هاى ظهور

خطبه قيام

حضرت مهدى‏عليه السلام پس از ظهور و قبل از قيام خطبه‏اى ايراد خواهد كرد. امام باقرعليه السلام در اين باره مى‏فرمايد:

قائم در آن هنگام (ظهور) در مكه است. پشت به بيت‏اللّه الحرام تكيه داده چنين ندا كند:

اى مردم! ما از خدا يارى مى‏طلبيم و از مردمى كه دعوت ما را اجابت كنند، ما اهل بيت پيامبرتان محمد هستيم و سزاوارترين مردم به خدا و به محمدصلى الله عليه وآله، هر كه در مورد آدم با من محاجّه كند، بايد بداند كه من نزديك‏ترين كس به آدمم. هر كه درباره نوح با من به گفت‏وگو بر خيزد، بداند كه من سزاوارترين كسى به نوحم. هر كه در زمينه ابراهيم با من الاحتجاج كند، بداند كه شايسته‏ترين مردمان به ابراهيمم. هر كه در مورد محمدصلى الله عليه وآله با من محاجه نمايد، بداند كه من نزديك‏ترين مردمان به محمدم، هر كه درباره پيامبران با من گفت‏وگو كند، من سزاوارترين مردمان به پيامبرانم. آيا خداى تعالى در كتاب خويش نمى‏فرمايد: «ان اللّه اصطفى آدم و نوحاً و آل ابراهيم و آل عمران على العالمين... سميع عليم»؟(389)

من بازمانده آدم، ذخيره‏اى از نوح، برگزيده‏اى از ابراهيم و انتخاب شده‏اى از محمدصلى الله عليه وآله هستم.

بدانيد! هر كه در كتاب خدا با من به محاجّه برخيزد، من سزاوارترينِ مردم به كتاب خدا هستم. بدانيد! هر كه در سنّت رسول خدا با من محاجّه نمايد، من به سنّت رسول خدا سزاوارترينم.

شما را به خدا سوگند! هر كه سخن را امروز بشنود، به ديگرى كه حاضر نيست برساند. به حق خدا و حق پيامبرش و به حق خودم - حق من بر شما حق قرابت من به پيامبر خدا است - از شما مى‏خواهم كه مرا يارى نماييد و در برابر كسانى كه به ما ظلم كردند، از ما حفاظت كنيد. ما را بيم دادندو به ما ستم نمودند و ما را از ديار و فرزندانمان راندند. بر ما جور نمودند و حقمان را سلب كردند و اهل باطل بر ما دروغ بستند.

خدا را! خدا را! ما را در نظر آوريد، ما را رها نكنيد و ياريمان كنيد كه خداى تعالى شما را يارى خواهد نمود».(390)

البته در بيانات نورانى معصومين‏عليهم السلام خطبه‏هاى ديگرى نيز به آن حضرت نسبت داده شده است.

نيز ] ظهور - بيعت با حضرت مهدى‏عليه السلام‏