روايات متعددى در مورد ترسيم ثمرات و فوايد وجود گرانمايه امام غايبعليه السلام رسيده كه در اينها چگونگى بهرهورى از وجود مبارك آن حضرت بيان شده است. پارهاى از اين روايات از اين قرار است:
1 . جابربن عبداللّه انصارى از پيامبر گرامى اسلامصلى الله عليه وآله پرسيد: آيا شيعيان در زمان غيبت «قائم» از وجود مبارك او بهرهور مىگردند؟ پيامبرصلى الله عليه وآله در پاسخ فرمود: «اِي وَالَذِي بَعَثَنِى بِالنُّبُوَةِ اِنَّهُم يَسْتَضيئُونَ بِنُورِهِ وَيَنْتَفِعُونَ بِوِلايَتِهِ فى غَيْبَتِهِ كَانتِفاعِ النَّاسِ بِالشَّمْسِ وَاِنْ تَجَلَّلَها سَحابٌ يا جابِرُ هَذا مِنْ مَكْنُونِ سِرِّاللَّهِ وَمَخْزُونِ عِلْمِهِ، فَاكْتُمْهُ اِلاّ عَنْ اَهْلِهِ»؛ «آرى! سوگند به خدايى كه مرا به نبوّت بر انگيخت! آنان در غيبت او، از وجودش بهرهمند مىگردند و از نور ولايت و امامت او، نور و روشنايى براى زندگى خويش مىگيرند؛ درست همچون بهرهور شدن از خورشيد؛ اگرچه ابرها چهره آن را بپوشانند. اى جابر اين سرّ مكنون خداوند و علم مخزون اوست، آن را از غير اهلش بپوشان».(394)
2 . سليمان بن اعمش از امام صادقعليه السلام و ايشان از امام باقرعليه السلام و او از امام سجادعليه السلام چنين نقل كرده است كه فرمود: «وَلَمْ تَخْلُ الاَرضُ مُنذُ خَلَقَ اللهُ آدَمَ مِنْ حُجَّةِ اللهِ فيها ظاهرٍ مَشهُورٍ اَوْ غائِبٍ مستورٍ، وَلا تخلُو اِلى اَنْ تَقُومَ السَّاعَةُ مِنْ حُجَّةِ اللَّهِ فيها، وَلَولا ذلِكَ لَمْ يُعبَدِ اللّهُ. قالَ سُلَيْمانُ: فَقُلتُ لِلصَّادِقِعليه السلام: فَكَيفَ يَنْتَفِعُ النّاسُ بِالْحُجَّةِ الغائِبِ المَسْتُورِ؟ قال: كَما يَنتَفِعُونَ بالشَّمْسِ اِذا سَتَرَهَا السَّحابُ»؛ «زمين از آفرينش آدم تا كنون و تا هميشه تاريخ، از حجّت خدا تهى نخواهد بود، خواه حجّت حق ظاهر و آشكار و شناخته شده باشد و يا بنا به مصالحى، نهان و پوشيده. تا رستاخيز نيز چنين خواهد بود كه اگر جز اين باشد، خداى يگانه پرستيده نمىشود».
سليمان مىگويد: گفتم: «سرورم! مردم چگونه از امام غايب از نظر، بهرهور مىگردند؟ حضرت فرمود: «همان گونه كه جهان و جهانيان از خورشيد بهرهور مىگردند؛ اگرچه ابر، چهره آن را پوشانده باشد».(395)
3 . در توقيع مباركى - كه از سوى حضرت مهدىعليه السلام صادر شده است - به «اسحاق بن يعقوب» مرقوم شده است:
«...وَاَمّا وَجْهُ الاِنتِفاعِ بى فِى غَيبَتي فَكَالاِنتِفاعِ بِالشَّمْسِ اِذا غَيَّبَتْها عَنِ الاَبْصارِ السَّحابُ...»؛ اما چگونگى بهرهورى جامعه و مردم از من در عصر غيبت، درست همانند بهرهورى زمين و پديدههاى آن، از خورشيد است؛ به هنگامى كه ابر آن را از چشمها بپوشاند».(396)
بر اين اساس امام مهدىعليه السلام همان پيشواى گرانقدر كه انسانيت به بركت وجود گرانمايه او متنعم است و زندگى سامان مىيابد. تمامى خوبىها و بركات و الطاف نهايى خدا و بهرههاى معنوى، همه از وجود او سرچشمه مىگيرد. به اذن خدا، از پس پرده غيبت بر جهان هستى حاكم و ناظر است.
همواره در كران تا كران جهان و همه موجودات تصرف و دخالت مىكند و همه اختيارات و صلاحيتهايى را كه خداوند به او و آنها داده است، همه را در كف با كفايت خويش دارد.
حضرت مهدىعليه السلام با وجود غيبت از نظرها، به قدرت خدا از توان و نيرويى بهرهور است كه آن گرامى را به انجام هر كارى كه اراده فرمايد، قادر مىسازد و همه وسايل و امكانات لازم را براى او فراهم مىآورد.
آرى! امام با اوصاف خاصّ خود، به راستى براى زمينيان مايه امنيت و آرامش و پناهگاه است و وجود گرانمايهاش، سبب بقا و حيات زمين و زمينيان.
به بركت وجود او، همه موجودات، روزى مىخورند و زمين و آسمان استوار مىگردد و به حيات و جريان طبيعى خويش ادامه مىدهد.(397)