فرهنگ نامه مهدویت

خدامراد سلیمیان‏

نسخه متنی -صفحه : 201/ 87
نمايش فراداده

دوران حيرت

در بعضى از روايات، اساسى‏ترين ويژگى دوران غيبت كبرى «حيرت و سرگردانى» مردم ذكر شده است؛ بويژه هر چه به ظهور نزديك‏تر مى‏شويم، بر شدّت اين حيرت افزوده مى‏شود. در اين دوران انسان‏ها به جهت فقدان رهبرى الهى، هر چه بيشتر در تحير، سرگردانى، و ضلالت و گمراهى به سر خواهند برد. البته افراد بسيارى نيز با اهتمام جدّى به پرواى الهى، از اين آزمايش به سلامت عبور كرده، ايمان خود را حفظ مى‏كنند.

عبدالعظيم بن عبد اللَّه حسنى، از امام نهم، از پدرانش حديث كرده كه اميرمؤمنان‏عليه السلام فرمود: «لِلْقائِمِ مِنّا غَيْبَةٌ اَمَدُها طَويلٌ، كَاَنِّي بِالشّيعَةِ يَجُولُونَ جَوَلانَ النَّعَمِ في غَيبَتِهِ، يَطْلُبُونَ المَرْعى‏ فَلا يَجِدُونَهُ، اَلا فَمَنْ ثَبَتَ مِنهُمْ عَلى‏ دِينِهِ وَلَمْ يَقْسُ قَلبُهُ لِطُولِ اَمَدِ غَيبَةِ اِمامِهِ فَهُوَ مَعى‏ في‏ دَرَجَتي يَوْمَ القِيامَةِ، ثُمَ قالَ‏عليه السلام: اِنَّ القائِمَ مِنَّا اِذا قامَ لَمْ يَكُنْ لِاَحَدٍ فى عُنُقِهِ بَيْعَةٌ، فَلِذلِكَ تُخفى‏ وِلادَتُهُ وَيَغيبُ شَخْصُهُ»(413)؛ «براى قائم ما غيبتى است كه مدتش طولانى است. گويا شيعه را مى‏بينم كه در غيبتش چون چهار پايان جولان مى‏زنند و چراگاه مى‏جويند و به دست نمى‏آورند. آگاه باشيد هر كدام‏شان بر دين خود ثابت بماند و براى طول غيبت امام دلش دچار قساوت نشود، او در روز قيامت در درجه من با من است. سپس فرمود: به راستى قائم ما چون قيام كند، براى كسى در گردن او بيعتى نباشد و از اين جهت است كه ولادتش پنهان و شخص او غايب است».

در برخى روايات اين حيرت و سرگردانى، به خود حضرت مهدى‏عليه السلام نيز نسبت داده شده است؛ البته نحوه حيرت ايشان با مردم كاملاً متفاوت است. اصبغ بن نباته گويد: «بر اميرالمؤمنين‏عليه السلام وارد شدم و ديدم در انديشه فرو رفته و با انگشت بر زمين خط مى‏كشد، پرسيدم: اى اميرالمؤمنين! چرا شما را انديشناك مى‏بينم و چرا بر زمين خط مى‏كشيد؟ آيا به زمين و خلافت در آن رغبتى داريد؟ فرمود:

«لاوَاللّهِ ما رَغِبْتُ فيها وَلا فِي الدُّنيا يَوْماً قَطُّ وَلكِنْ فَكَّرْتُ في مَوْلُودٍ يَكُونُ مِنْ ظَهْري‏ الحادى‏ عَشَرُ مِنْ وُلْدي، هُوَ المَهْدِيُّ يَمْلَأُها عَدْلاً كَما مُلِئَتْ جَوْرَاً وَظُلْماً، تَكُونُ لَهُ حَيْرَةٌ وَغَيْبَةٌ، يَضِلُّ فيها اَقوامٌ وَيَهتَدي فيها آخَرُونَ»(414) و (415)؛ «لاواللّه! نه به آن و نه به دنيا هيچ روزى رغبتى نداشته‏ام؛ لكن در مولودى مى‏انديشم كه از سلاله من و يازدهمين فرزند من است. او مهدى است و زمين را پر از عدل و داد مى‏سازد؛ همان‏گونه كه پر از ظلم و جور شده باشد. او را حيرت و غيبتى است كه اقوامى در آن گمراه شده و اقوامى ديگر در آن هدايت يابند».

البته اين احتمال وجود دارد كه مقصود از حيرت در اين روايت، سرگردانى مردم باشد؛ ولى از آنجايى كه فرموده براى او غيبت و حيرت - هر دو - هست و غيبت به مهدى‏عليه السلام نسبت داده شده، بنابراين اين احتمال نيز وجود دارد كه حيرت مربوط به آن حضرت هم باشد.

چرا كه حيران به كسى مى‏گويند كه در كار خود گشايشى نمى‏بيند(416) و حضرت مهدى‏عليه السلام نيز در دوران غيبت چنين است. همچنين ام هانى ثقفيه گويد: بامداد خدمت سرورم امام محمدباقرعليه السلام رسيدم و گفتم: اى آقاى من! آيه‏اى از كتاب خداى تعالى بر دلم خطور كرده است و مرا پريشان ساخته و خواب از چشمم ربوده است، فرمود: اى ام هانى! بپرس، گويد: پرسيدم: اى سرورم! اين قول خداى تعالى «فَلا اُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ* الجَوارِ الكُنَّسِ»(417) فرمود: «نِعْمَ المَسْأَلَةُ سَأَلْتِني يا اُمَّ هانىُّ هذا مَوْلُودٌ في آخِرِ الزَّمانِ هُوَ المَهْدِىُّ مِنْ هذِهِ العِتْرَةِ، تَكُونُ لَهُ حَيْرَةٌ وَغَيْبَةٌ يَضِلُّ فيها اَقوامٌ، وَيَهْتَدي‏ فيها اَقْوامٌ، فَياطُوبى لَكِ اِنْ اَدرَكْتِهِ، وَيا طُوبى لِمَنْ اَدرَكَهُ»(418)؛ «اى ام هانى! خوب مسأله‏اى پرسيدى، اين مولودى در آخِرُالزّمان است. او مهدى اين عترت است و براى او حيرت و غيبتى خواهد بود كه اقوامى در آن گمراه شوند و اقوامى نيز هدايت يابند و خوشا بر تو اگر او را دريابى و خوشا بر كسى كه او را دريابد».

نيز ] غيبت،