فرهنگ نامه مهدویت

خدامراد سلیمیان‏

نسخه متنی -صفحه : 201/ 89
نمايش فراداده

« ذ »

ذو الفقار

«ذوالفقار» شمشيرى شگرف است كه ابتدا متعلق به رسول اكرم‏صلى الله عليه وآله بود و آن حضرت در جنگ احد وقتى كه شمشير على بن ابى‏طالب‏عليه السلام در گرماگرم نبرد شكست، آن را به او بخشيد و از همان زمان اين شمشير جنبه مقدس پيدا كرد. در وجه تسميه اين شمشير گفته‏اند: پشت آن خارهاى پست و بلندى مانند ستون فقرات آدمى داشته است.(429)

علامه مجلسى‏رحمه الله از مناقب ابن شهر آشوب نقل مى‏كند: آيه «وَاَنْزَلنا الحَدِيد فِيهِ بَأسٌ شَدِيد وَمَنافِع لِلناسِ»(430) اشاره به ذوالفقار دارد كه از آسمان براى پيامبرصلى الله عليه وآله نازل شد(431) و ايشان آن را به حضرت على‏عليه السلام بخشيد». در مورد منشأ ذوالفقار اقوال ديگرى هم‏هست؛ ازجمله اينكه در جنگ بدر حضرت على‏عليه السلام آن را پس از كشتن صاحبش عاص بن منبه سهمى به دست آورد(432)، يا جزو هداياى بلقيس به سليمان‏عليه السلام بود.(433)

و يا ذوالفقار در روز بدر به دست پيامبرصلى الله عليه وآله رسيد وآن رابه‏حضرت على‏عليه السلام بخشيد. اين شمشير سپس به امام حسن و بعد از او به امام حسين‏عليه السلام و سرانجام به حضرت مهدى‏عليه السلام به ارث رسيد.(434)

از حضرت صادق‏عليه السلام درباره وجه تسميه آن به ذوالفقار پرسيدند، حضرت‏عليه السلام فرمود: زيرا اميرالمؤمنين‏عليه السلام ضربتى با آن به هيچ كس نزد، مگر آنكه در دنيا از حيات «افتقار» (محروميت) پيدا كرد و در آخرت از بهشت»(435).

در الارشاد شيخ مفيدرحمه الله و الأمالى طوسى با ذكر سند از حضرت صادق‏عليه السلام نقل شده است: در روز احد فرشته‏اى كه نامش رضوان بود، از آسمان ندا در داد كه: «لا سَيْفَ اِلاَّ ذُوالفَقار وَلا فَتى‏ اِلاَّ عَلى»(436) همين حديث را سمعانى در فضايل الصحابه، وابن بطّة در الابانة نقل كرده‏اند، با اين تفاوت كه به جاى غزوه «احد»، غزوه «بدر» گفته‏اند.(437)

ازامام صادق‏عليه السلام نقل شده است: «... وَسَيْفُهُ سَيْفُ رَسُول اللَّه‏صلى الله عليه وآله ذُوالفَقار...»

و شمشير [آن حضرت هنگام ظهور ]همان شمشير پيامبرصلى الله عليه وآله ذوالفقار است».(438)

نيز ] سلاح حضرت مهدى‏عليه السلام، مواريث انبيا.

ذى طوى

«طوى» در لغت به معناى پيچيدن و در نورديدن است و برخى از مشتقات آن (چون «طايه») به سرزمين هموار و صخره‏هاى بزرگ در ريگزارهاى پهناور گفته مى‏شود.(439)

«ذى طوى» در يك فرسخى مكه، و در داخل حرم قرار دارد و از آنجا خانه‏هاى مكه ديده مى‏شود.(440)

در برخى روايات از آن به عنوان جايگاه حضرت مهدى‏عليه السلام در دوران غيبت ياد شده است. عياشى به سند خود از عبدالاعلى حلبى آورده است: حضرت ابوجعفر امام باقرعليه السلام فرمود: «به ناچار صاحب اين امر را در يكى از اين دره‏ها غيبتى خواهد بود [و] با دست خود به سوى ذى طوى اشاره فرمود».(441)

و در بعضى ديگر از روايات آمده است: حضرت قبل از ظهور و در آستانه قيام در ذى طوى به سر مى‏برد. امام باقرعليه السلام مى‏فرمايد: «قائم‏عليه السلام آن روز (ظهور) را در «ذى طوى» در حال انتظار با 313 نفر به تعداد اهل بدر، به سر مى‏برد، تا پشتش را به حجرالاسود تكيه داده پرچم بر افراشته را به اهتزاز در آورد».(442)

و امام صادق‏عليه السلام نيز در اين رابطه مى‏فرمايد: «گويى قائم‏عليه السلام را با چشم خود مى‏بينم كه با پاهاى برهنه در «ذى طوى» سر پا ايستاده؛ همانند حضرت موسى‏عليه السلام نگران و منتظر است كه به مقام [ابراهيم ]بيايد و دعوت خود را اعلام نمايد».(443)

در فرازى از دعاى ندبه مى‏خوانيم: «اى كاش مى‏دانستم كه در كجا مسكن گزيده‏اى؟ يا كدامين سرزمين تو را در آغوش كشيده؟ آيا در كوه رضوى هستى؟ يا در ذى طوى؟»

آنچه گفتنى است اينكه: «ارتباط آن حضرت با اين دو مكان، مانند ارتباط ايشان با ساير اماكن مقدس و متبركه ديگر است كه پرستش و عبادت خدا در آن اماكن فضيلت دارد؛ مثل مسجدالحرام، مسجد مدينه طيبه، مشهد حسينى، مسجد كوفه و مسجد سهله، معلوم شده است حضرت در اين مكان‏ها رفت و آمد دارند و اين دو مكان را نيز به واسطه همين دو خصوصيت در دعاى ندبه نام مى‏برند؛ كوه رضوى نيز يكى از مقامات آن حضرت و اماكنى است كه گاهى به آنجا تشريف مى‏بردند.(444)