كتاب راه مهدى اثر سيد رضا صدر است كه به وسيله سيد باقر خسروشاهى تهيه و تدوين شده است.
اين كتاب، كاوشى در زندگانى حضرت مهدىعليه السلام است كه به شيوه گزارشى نگارش يافته است. كتاب در شش فصل كلى سامان يافته و مؤلف كوشيده تا با بهرهگيرى از آيات قرآن و روايات معصومينعليهم السلام و مطالب تاريخى، سياسى حضرت ولى عصرعليه السلام را - از هنگام ولادت تا زمان غيبت كبرى - به تصوير كشد. مهمترين عناوين كتاب از اين قرار است:
1. اميد و عدالت،
2. راه قرآن راه محمدصلى الله عليه وآله و علىعليه السلام،
3. نقش اميد در فرد و اجتماع،
4. موانع رسيدن بشر به اميد اجتماعى،
5. مهدىعليه السلام اميد انسانها،
6. عدل عالمگير مهدىعليه السلام،
7. حكومت الهى در جهان و...
بحث «رجعت» از مباحث مهم اعتقادى شيعه است كه با فرهنگ مهدويّت نيز ارتباط تنگاتنگى دارد. واژه «رجعت» در كتابهاى لغت به معناى «بازگشت» است؛ يعنى، برگشتن به جايى كه پيشتر در آنجا بوده است.(445)
معناى اصطلاحى «رجعت» عبارت است از: «بازگشت دو گروه از مردگانِ مؤمنان محض و كافران محض - به همان صورتهايى كه در گذشته بودند(446) - به دنيا تا پس از ظهور حضرت مهدىعليه السلام و قبل از قيامت(447) مؤمنان از برپايى حكومت جهانى عدل شاد گردند و كافران از ذلت و حقارت ستمگران متألم شوند.»(448)
ناگفته نماند كه برخى رجعت را به ظهور حضرت مهدىعليه السلام و بازگشت دولت آل محمدصلى الله عليه وآله تأويل كرده(449) و بازگشت خود ائمهعليهم السلام را با بدنهاى ظاهرىاشان منكر شدهاند. در رد اين قول جهاتى ذكر شده است:
يكم. روايات متواتر به بازگشت جسمانىائمهعليهم السلام ورجعتكنندگان تصريح كرده است و قابل تأويل نيز نيست.
دوم. رجعتهايى كه در امتهاى گذشته صورت گرفته و در روايات و آيات به آنها اشاره شده و شيعه آنها را نيز دليل بر مدعاى خود قرار داده است، به صورت بازگشت مردگان با همان جسمهاى گذشته ايشان بوده است.
از روايات معصومينعليهم السلام استفاده مىشود اعتقاد به «رجعت» در مجموعه اعتقادات شيعه از مرتبه والايى برخوردار است؛ تا جايى كه برخى از اين احاديث، منكران رجعت را از دايره تشيّع خارج مىداند.
يكى از اين روايات سخن ارزشمند امام صادقعليه السلام است كه فرمود: «لَيْسَ مِنّا مَنْ لَمْ يُؤمِنْ بِكَرَتِنا...»(450) در روايتى ديگر نيز آن حضرت اعتقاد به رجعت را يكى از شرايط ايمان دانسته، فرمودهاند: «مَنْ اَقَرَ بِسَبْعَةِ اَشياء فَهُوَ مُؤمِنٌ... الاَيمانُ بِالرَّجْعَةِ».(451)
از اين رو عده فراوانى از علماى شيعه، اعتقاد به رجعت را از ضروريات دين و يا مذهب دانستهاند.(452) عده اندكى نيز - كه از ضروريات ندانستهاند - انكار آن را جايز نشمردهاند. البته افراد بسيار اندكى از شيعيان نيز رجعت را انكار كردهاند.(453)