ديگر آثارش عبارتند از:31
1- مناط الاحكام
2- اجتماع الامر و الهي
3- رساله في الغناد
4- كلمات القرآن
5- طراز المصائب
6- اشتراط الحس في قبول الشهادة
7- حاشيه رسائل شيخ مرتضي
8- مجية الخبر الواحد
9- تحقيق العناوين
«در فقه و اصول و حديث و تفسير و حكمت و كلام و عرفان يد طولي دارد و اين اوقات غالبا متوقف تهران مي باشد و مردم به مجلس موعظت و تذكير وي ميلي عجيب دارند. مشاراليه از بيت حكمت و عرفان است. پدرش حاج ميرزا علي نقي از اجلّه علما و حكما بود وجد امجدش حاج ملارضا صاحب «مفتاح النبوة» در اثبات نبوت خاصه و «النظيم في تفسير القرآن العظيم» كه هر دو مطبوع افتاده از فحول اساتيد فن معقول است و شهرت حاج ملارضا از بابت رد هنري مارتن (H.Marti) تا به ممالك اروپا نيز رفته.»32
حاج ملا محمدرضا در وعظ و خطابه كم نظير است بطوريكه اعتماد السلطنة گويد:
«ملا محمدرضا همداني آنجا روضه مي خواند. در حقيقت موعظه مي كند. من نزديك نديده بودم الحق در اين فن مثل ندارد. من دو واعظ ديدم يكي اين و يكي در كليساي مادلن پاريس.»33
در درك عظمت حكمي و عرفاني حاج محمدرضا همداني همين بس است كه برخي از شاگردان عارف الهي حاج محمد جعفر كبودر آهنگي34 (اعلي الله مقامه) پس ازدرك محضراستاد، به خدمت حاج محمدرضا رسيده اند.
«منوّر، اسمش ميرزاالله ويردي از مريدان قطب العارفين حاج محمد جعفر كبودر آهنگي همداني بود و مدتها در خدمت حاج محمدرضاي همداني با رضا قليخان هدايت معاصر و يكديگر را ملاقات كرده بودند. اين رباعي از اوست:
«منظور، آقا محمد ابراهيم، مردي نيكو نهاد با صفات پسنديده و اخلاق ستوده اغلب اوقات در شيراز اقامت داشت، مدتي نيز در تهران بسر مي برد. رضا قليخان در رياض العارفين آورده است:
«... در آن اوقات بخدمت جناب عارف همداني حاج محمد جعفر همداني رسيد و ارادت گزيد. پس از آن خدمت حاج محمدرضاي همداني را دريافت و در راه سلوك غرض، از معاصرين و با فقيرش كمال وداد و نهايت اتحاد است. در سنه 1254 وفات يافت. اشعار زير از اوست:36
در پايان لازم است از حكيم متأله آقا ميرزا حسن نوري اصفهاني فرزند آخوند ملاعلي نوري كه مدتي در تهران بوده است ياد نماييم:
ميرزا حسن نوري فرزند آخوند ملاعلي بن جمشيد نوري اصفهاني از اكابر علما و حكما و فلاسفه از شاگردان پدر خود بوده، مدتي در كربلا سكونت داشته، ظاهرا از شاگردان سيد ابراهيم قزويني صاحب ضوابط بوده و به امر او نام فرزندش را عبدالحسين گذاشته است. بر برخي از كتب حكمت و معقول حواشي نگاشته است؛37 از جمله شرح بر اسفار اربعه است و در حاشيه بر سفرهاي چهارگانه نظر خاصي دارد.38