اورنگ یکم

نورالدین عبد الرحمان جامی

نسخه متنی -صفحه : 42/ 9
نمايش فراداده

در تحقيق معنى اختيار و جبر

  • آن بود اختيار در هر كار معنى اختيار فاعل چيست؟ ايزد اندر دلش به فضل و رشاد يعنى آن اش به ديده خير نمود، منبع شد از آن ارادت و خواست درك خيريت، اختيار بود هر چه اين علم و خواست، شد سبب اش وآنچه باشد بدون اين اسباب باشد از اختيار قدرت دور هر كه در فعل خود بود مختار گرچه از جبر، فعل او دورست ورچه بي اختيار كارش نيست ورچه بي اختيار كارش نيست
  • كه بود فاعل اندر آن مختار آنكه فاعل چو فعل را نگريست، درك خيريت وجود نهاد كيد آن علم از عدم به وجود كرد ايجاد فعل، بى كم و كاست و آن به تعليم كردگار بود اختيارى نهد خرد لقب اش اضطراري ست نام آن، درياب فاعل آن بود بر آن مجبور فعل او دور باشد از اجبار اندر آن اختيار مجبورست اختيار اندر اختيارش نيست اختيار اندر اختيارش نيست