فیض العلام فی عمل الشهور و وقایع الأیام

عباس قمی

جلد 1 -صفحه : 157/ 134
نمايش فراداده

پس بروايت ((راوندى )) اين كلمات را مكرر نمود تا وفات فرمود:

(( اللهم ارحمنى فانك كريم اللهم ارحمنى فانك رحيم ))

بعد از وفات تمامى مردم بجز ((سعيد بن المسيب )) بر جنازه آنجناب حاضر شدند و آنحضرت را ببقيع بردند و در نزد عمش ((حضرت مجتبى )) عليه السلام دفن نمودند.

روايت شده كه چون جسد مباركش را از براى عسل برهنه كردند و بر مغسل نهادند بر پشت مباكرش از آن انبانهاى طعام و ساير چيزها كه بر دوش كشيده بود براى فقراء وارامل و ايتام ، اثرها ديدند كه مانند زانوى شتر پينه بسته بود و آنجناب را ناقه اى بود كه بيست و دو حج بر آن گذارده بود و يك تازيانه بر او نزده بود.

بعد از دفن آنحضرت ، آن ناقه از خطيره خود بيرون آمد و بنزديك قبر آنجناب رفت بى آنكه آن قبر را ديده باشد و سينه خود را بر آن قبر گذاشت و فريا و ناله كرد و آب از ديدگان خود ريخت . خبر بحضرت باقر(ع ) دادند. تشريف آورد و بناقه فرمود: ساكت شو و بر گرد، خدا بركت دهد براى تو. ناقه بجاى خو برگشت و بعد از اندك زمانى بنزد قبر آمد و باز شروع بناله و اضطراب كرد و تا سه روز، چنين بود تا هلاك شد. بالجمله ، حضرت سيد سجاد بسن پنجاه و هفت بود كه وفات كرد و بعد از واقعه كربلا قريب و سى و پنجسال زندگى كرد و اين قطعه از زمان شدت استيلاء بنى اميه بوده كه اهل بيت نبوت را تمكن ارشاد و دعوت و هدايت عباد نبود، باين ملاحظه ، از معاشرت مردم ، بزهد و عبادت پرداخته و عبادات شاقه براى خود مقرر فرموده بود.

بعد از شهادت پدرش ، چند سالى در باديه اقامت كرد و خانه اى از موى كه سياه چادر باشد از براى خود اتخاذ كرد و در آن اوقات گاه گاهى بزيارت جد و پدرش بجانب عراق ميرفت و از صدمات و مشقتهاى سفر كربلا، خيلى ضعيف و ناتوان شده بود بنحوى كه باندك سردى هوا متاءثر ميشد و بايد پوستين و لباسهاى پشمينه بپوشد و با اين ضعف بدن در شبانه روزى هزار ركعت نماز ميگذاشت و كفالت مينمود اهل بيت صد خانه از فقراى مدينه را و يكى از عبادت موظفه آنمظلوم گريستن بر پدر بزرگوارش بود. كثرت گريستن آنحضرت بر پدر، خصوص در وقت ديدن طعام و آب و كلمات غلام آنجناب با وى و بيان كردن آنحضرت حال ((يعقوب )) را در فراق ((يوسف )) و بيان حال خود، معروف است .

در اين روز، سنه 354، ((محسن بن على قاضى تنوخى امامى )) وفات كرد و او همان كس است كه قصيده ((ابن معتز)) را در مفاخر بنى عباس رد كرده .