فیض العلام فی عمل الشهور و وقایع الأیام

عباس قمی

جلد 1 -صفحه : 157/ 142
نمايش فراداده

(( انى كنت امس اميرا فاصبحت اليوم مامورا))

من پيش از امروز امير بودم و لكن امروز ماءمورم و كس اطاعت امر من نميكند.

پس ((اشعث )) بنزد ((معاويه )) رفت و گفت چه اراده دارى . ((معاويه )) گفت : ميخواهم ما و شما پيروى كتاب خدا كنيم . يك مردى را شما اختيار كنيد و يك نفر را ما اختيار ميكنيم و از ايشان عهد ميثاق ميگيريم كه از روى قرآن عمل كنند و يكتن را برگزينند كه امر امت از براى او باشد. ((اشعث )) اينمطلب را پسنديد.

پس بناى انتخاب شد. اهل شام ، ((عمروعاص )) را براى تحكيم انتخاب كردند و ((اشعث )) و كسانى كه را خوارج داشتند، ((ابوموسى اشعرى )) را اختيار كردند.

((اميرالمؤ منين ))(ع ) فرمود كه شما در اول نافرمانى من نموديد. الحال نافرمانى من ننمائيد. من ((ابوموسى )) را براى اينكار نمى پسندم . ((اشعث )) و اصحاب او گفتند: ما هم جز او را نميخواهيم .

حضرت فرمود: كه او موثق نيست و از من مفارقت جست و بر طريق خذلان من رفت و چنين و چنان كرد. ((عبدالله بن عباس )) را اختيار كنيد. ((اشعث )) و اصحابش قبول نكردند. فرمود: اگر ((ابن عباس )) را نمى پسنديد، ((اشتر)) را اختيار كنيد. گفتند: ما جز ((ابوموسى )) كس ديگر را نمى پسنديم . لا جرم ، ((اميرالمؤ منين ))(ع ) از روى لاعلاجى فرمود هر چه خواهيد بكنيد.

پس كس فرستادند بنزد ((ابوموسى )) و از براى تحكيم او را طلبيدند و در سنه 38، در ((دومة الجندل )) حكمين تلاقى كردند و داستان حكمين و فريب دادن ((عمروعاص )) و ((ابوموسى )) را وخلع ((اميرالمؤ منين ))(ع ) و نصب ((معاويه )) مشهور است و مقام گنجايش ذكر ندارد.

در اين روز، بقول ((كفعمى )) و ((بهائى )) و ((فيض )) سر مبارك سيدالشهداء را وارد دشمق كردند و بنى اميه آنروز را عيد قرار دادند.

در اين روز، و بقولى روز سوم در سنه 131، ((زيد بن على بن الحسين )) شهيد شد. بدانكه ((زيد)) بعد از برادر خود، امام محمد باقر عليه السلام از بقيه برادران خويش افضل و اشرف بود و بعبادت و ورع تقوى و فقه و سخاوت و شجاعت معروف و موصوف بود و با شمشير خروج كرد. بسيارير از مردم در حق او اعتقاد امامت نمودند و چنين گمان كردند كه خروج او با شمشير بجهت ادعاى امامت است و لكن چنين نبوده و بلكه عرض او، امر بمعروف و طب خون حضرت ((سيدالشهداء)) و خواندن مردم بسوى آل محمد(ع ) بوده و ((زيد)) اجل شاءن بوده و از آنكه نداند كه او مستحق امامت نيست و امر امامت با حضرت باقر و حضرت صادق است .