فیض العلام فی عمل الشهور و وقایع الأیام

عباس قمی

جلد 1 -صفحه : 157/ 64
نمايش فراداده

روز : 15

در اين روز سال سوم هجرى عزوه ((احد)) واقع شد و اين بعد از غزوه ((بدر)) بود بيكسال و ابوسفيان و بعضى ديگر از مشركين ، زنان خود را نيز همراه آورده بودند و در اول كار غلبه براى مسلمانان واقع شد بسبب كشتن اميرالمؤ منين ،((طلحة ابن ابى طلحة )) را كه كبش الكتيبه و علمدار لشكر كفار بود. كفار فرار كردند و مسلمان باخذ غنائم جمع شدند. پس ((خالد بن الوليد)) با جمعى ديگر كه در كمين بودند، بيرون آمدند و دور پيغمبر را با شمشير و نيزه احاطه كردند و پشانى آن جناب را شكستند و از اصحاب آن حضرت هفتاد نفر كشته گشت و((ابن قميئه )) فرياد برداشت كه محمد(ص ) را كشتم اصحاب رسول (ص ) فرار(20) كردند و كسى باقى نماند جز اميرالمؤ منين عليه السلام .

و رسولخدا(ص ) مدهوش گشته بود و اميرالمؤ منين (ع ) كفار را از آن حضرت دور ميكرد و نود جراحت بر بدن على عليه السلام رسيده بود و در آنروز از مواسات آنجناب ملائكه تعجب كردند و در ميان آسمان و زمين ندا بلند شد:


  • لاسيف الا ذوالفقار و لا فتى الا على (21)

  • و لا فتى الا على (21) و لا فتى الا على (21)

پس بعضى اصاحب ملحق شدند مانند: عاص بن ثابت ، ابودجانه ، و سهل بن حنيف . و در آن روز اسدالله حضرت حمزة سيد الشهداء زمان خود، بدست وحشى شهيد گشت اين وحشى همانستكه بعد از اين واقعه از ترس حضرت رسول (ص ) به سختى زندگى ميكرد و در آخر كار خود را پوشيده بخدمت آن حضرت رسانيد و ناگاه بر سر آن جناب ايستاد و كلمه شهادت گفت و اين آيت مبارك در حق او نازل شد:

(( و آخرون مرجون لامرالله اما يعذبهم واما يتوب عليهم )) .