اميرالمؤ منين (ع ) چون شير زخم خورده بر ((عمرو)) شتافت و بيك ضربت كار او را بساخت تكبير گفت . مسلمانان دانستند كه اميرالمؤ منين (ع ) غلبه جسته . شاد شدند و رسول خدا(ص ) فرمود كه مبارزت على روز خندق افضل اعمال امت من است تا روز قيامت . و عكرمة و هيبرة و نوفل و ضرار كه همراه ((عمرو)) بودند فرار كردند. اين مقام را گنجايش بيش از اين نيست .(22)
و در اين روز سنه 257، صاحب زنج داخل بصره گرديد و مردم بصره را بكشت و خانه ها را با مسجد جامع بسوازنيد و عباس بن فرج معروف به رياشى نحوى لغوى در جامع مشغول نماز ضحى خواندن بود كه او را نيز بكشتند و شايد در غره ربيع الاول اشاره به فتنه صاحب زنج بكنيم انشاء الله .
در اين روز سنه 367، عزالدولة ديلمى پدر زن طائع لله خليفه عباسى بقتل رسيد در حربى كه ما بين او و پسر عمش عضدالدولة واقع شد و حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام در اخبار غيبية خود از سلطنت ديالمه از قتل عزالدولة بر دست عضدالدولة خبر داده در آنجا كه فرموده :
(( والمترف ابن الاجدم يقتله ابن عمه على دجلة ))
تعبير فرموده از عزالدولة بمترف چونكه نقل شده كه او صاحب لهو و شرب بوده و از او بابن الاجدم بجهت آنكه پدرش معزالدولة مقطوع اليد بود و او را نيز اقطع ميگفتن چنانكه در ربيع الثانى بآن اشاره خواهم نمود انشاءالله . و پسر عمش عضدالدولة است كه او را در قصر الجفن نزديك دجله بكشت و ما در جمادى الاولى اشاره خواهيم كرد باستيلاء ديالمه بر بغداد و اخبار حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام از ايشان .
و در اين روز سنه 578 يا 598، وفات يافت فخر الاجله و شيخ فقهاء حله ((محمد بن احمد بن ادريس حلى )) فقيه متبحر صاحب كتاب ((سرائر)) و ابن ادريس چون گاهى از ((شيخ )) تعبير به جد ميكند بعضى گفته اند كه مادرش دختر ((شيخ طوسى )) است و اين بعيد است بحسب طبقه و وجه اتصالش به شيخ معلوم نيست چنانچه شيخ ما(23)، در خاتمه ((مستدرك )) ذكر فرموده .
در اين روز سنه 265، يعقوب بن ليث صفار بعلت قولنج وفات كرد. برادرش ((عمرو)) بجاى وى نشست و يعقوب در اصل مسگر بود و كم كم در تهيه جند و جيش بر آمد و خوارج را بكشت تا آنكه كارش بالا گرفت و بلاد خراسان و سجستان و بسيارى از بلاد را تسخير كرده و او مردى سياس بوده و ((مسعودى )) در ((مروج الذهب )) ببرخى از آن اشاره كرده و ((قاضى نورالله )) از تاريخ ((گزيده )) نقل كرده كه صفاريه همگى شيعه و هفت نفر بوده اند. اول ايشان يعقوب و مدت ملكشان پنجاه و شش سال بوده .
و در اين روز سنه 406، ((ابو حامد بن محمد اسفرايئنى )) در بغداد وفات كرد و او همانستكه گفته اند هفتصد فقيه در مجلس درسش حاضر ميشده .