طمع

نسخه متنی -صفحه : 4/ 2
نمايش فراداده

عاقبت طمع

درروزگارعيسي سه مرددرراهي مي رفتند،فراگنجي رسيدند .

گفتند:يكي بفرستيم تاماراخوردني آورد .

يكي ازبفرستادند .

آن مرد بشدرفت وطعام خريد .

دربين راه باخويش گفت:مرابايدزهردراين طعام كردن تاايشان بخورندوبميرندوگنج به من ماند .

آن دومردديگرباهم گفتند:چون اين مردبازآمدوطعام بياورد،وي رابكشيم تاگنج به ماماند .

چون اوبيامدو طعام زهرآلودبياورد،وي رابكشتند،پس طعام بخوردندوهردوبمردند .

عيسي عليه السلام ازآنجابگذشت .

باحواريان گفت:اينك دنيا!بنگريدكه چگونه هر سه مردازبهروي دنياكشته اندووي ازهرسه بازماند .

واين پندي است بر جويندگان دنياازدنيا .