بی بی جان، آهوی زخمی

رسول نجفیان

نسخه متنی -صفحه : 25/ 19
نمايش فراداده

باز هم

باز هم ذوالجناح مي آيد

تك و تنها ز سوي دشت نبرد

بر تنش تيرها نشسته فزون

بي خبر از خود و زخود دلخون

مي كشد شيهه از گلو بيرون

اسب مردان هميشه در آخر

بي سوار از نبرد مي آيد