بارون دل - بی بی جان، آهوی زخمی نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

بی بی جان، آهوی زخمی - نسخه متنی

رسول نجفیان

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید













بارون دل

وقتي كه بارون مي
گيره

چشات مي
افته يادم

غروباي
اون دريا رو

چه جوري از دست
دادم

بهار عمر گذشت و
رفت

لب بومه
آفتابم

ولي هنوزم ياد
تو

كگه مي ره از يادم
؟

به جز تو و خاطر
تو

چي ميكنه دلشادم
؟

خاطره ها ... خاطره ها

مگه مي ره از
يادم ؟

وقتي كه
نيستي تو ديگه

چه فايده كه
آزادم

مث برگاي پاييزي

اسير دست بادم

با تو پريد و پر كشيد

آرزوي پروازم

بي تو شكسته بال
و زار

تو دست هاي صيادم

عمريه كه غريب و
تك

تو اين خراب
آبادم

به هيچ جا و هيچ كسي ام

نمي رسه فريادم







/ 25