زمستان - بی بی جان، آهوی زخمی نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

بی بی جان، آهوی زخمی - نسخه متنی

رسول نجفیان

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید













زمستان

برف مي بارد وشهر

رفته در خوابي سرد

سرو آزاده
من در باغم

رفت ز دست

جسدش در
كفن ياس سپيد

به اميد باران

همچنان پابرجسات

از ميان
قفس سينه او

يك قناري غمين

گشت رها

لاله ها را برچيد

و به دامان سپيد
كفن سرو سپرد

برف مي بارد و
شهر

رفته در خوابي سرد

سرو آزاده من در
باغم

رفت ز دست

برف ها خسته و سرد

نقش ها ي
داغ را مي گيرند

و در آن مي ميرند

سرو من تنها بود

سرو من تنها رفت







/ 25